فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢١٦
بالاى حرف قرار مىگيرد: قدّم - قددم.
شَدَّما
فعل «مكفوف» ى است كه از عمل رفع، باز مانده است. «ما» ى زايد، آن را از طلب فاعل بازداشته است: شدّما يتعب الطّفل والديه.
«شدّما» فعل جامد ماضى است و پس از آن، فقط فعل مىآيد.
شَذَرَ مَذَرَ
حالتى از حالات بناء عارضى است كه شامل تركيبى مزجىّ از ظروف و احوال است:
أزوره صباح مساء. تفرّق الأعداء شذر مذر.
شرط
يكى از معانى اين حروف است: إذما، أمّا، إن، على، لو، لولا، لوما، ما، و بر مترتّب بودن وقوع امرى بر امر ديگر، دلالت مىكند: إذما تتعلّم تتقدّم. أمّا زيد فشجاع. إن تدرس تنجح. أعطانى ألف دينار على أن أمدحه. لو شاء لأكرمته. لولا رحمة اللّه لهلك النّاس. لوما هطول المطر لأتيتك.
ما تزرع تحصد.
شرط و جواب
در زبان عربى، روش شرط ناميده مىشود و قوام آن به ادات شرط و دو فعل است؛ كه فعل نخست، فعل شرط و فعل دوم، جواب شرط ناميده مىشود، كه به آن جزاء نيز مىگويند.
١. ادوات شرط، زمان فعل شرط و جواب را به آينده تبديل مىكنند، حتى اگر دو فعل شرط، ماضى باشند.
٢. واجب است كه شرط، فعل خبرى متصرّف و مقدّم بر جواب باشد، امّا جواب اين شروط را ندارد و اگر چنين نباشد، بر سر جواب، «فاء» ربط درمىآيد كه به آن «فاء» جزاء يا «فاء» رابط جواب شرط مىگويند.
٣. حالات مختلف شرط و جواب:
(١) مضارع مجزوم، مضارع مجزوم: إن تدرس تنجح. (٢) مضارع مجزوم، ماضى و محلا مجزوم: إن تدرس نجحت. (٣) مضارع مجزوم، امر و محلاّ مجزوم: إن تدرس كن واعيا.
(٤) ماضى و محلاّ مجزوم، ماضى و محلاّ مجزوم: إن درست نجحت. (٥) ماضى و محلاّ مجزوم، مضارع مجزوم: إن درست تنجح.
(٦) ماضى و محلاّ مجزوم، مضارع مرفوع و خبر براى مبتداى محذوف: إن درست تنجح.
شَرَعَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» و نخستين فعل از افعال شروع است. بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: شرع التّلميذ يدرس. خبر آن، فعل مضارعى است كه پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع