فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٦٥
٨. به معناى مجرّد آن: أقلت البيع؛ به معناى قلته؛ يعنى فسخته.
اِفْعَلا
وزن براى فعل امر، از فعل مضارع مفتوح العين است:
١. ضمير آن، مثنّى، مذكّر يا مؤنّث، و مخاطب است.
٢. همزۀ وصل آن زايد، فاء الفعل آن ساكن، عين الفعل آن تابع فعل مضارع و لام الفعل آن به سبب مناسبت با «الف»، مفتوح است.
٣. فاعل آن «الف» مثنّى است و به «نون» زايد ملحق نمىگردد؛ مبنى بر حذف «نون» است.
٤. اين فعل، جزو افعال پنجگانه است.
أَفْعِلاء
١. وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفتهايى است كه مفرد آن «فعيل» است:
صديق أصدقاء.
٢. يكى از اوزان جمع كثرت، و مفرد آن «فعيل» است: نبىّ أنبياء.
اِفْعِلال
وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مزيد و فعل ماضى مزيد آن «افعلّ» است: احمرّ احمرارا، اسودّ اسودادا.
اِفْعِلاَّل
وزن قياسى براى مصدر رباعى مزيد و فعل ماضى مزيد آن «افعللّ» است: اقشعرّ اقشعرارا، إضمحلّ اضمحلالا.
أَفْعَلَ (براى تعجّب)
وزن ساختن صيغۀ تعجّب، و فعل جامدى است كه همواره به صورت مفرد مىآيد:
ما أجمل الوردة؛ «ما» مبتدا، «أجمل» فعل ماضى و جامد و فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى و «هو» در تقدير است، «الوردة» مفعول به است.
١. همانند افعل تفضيل ساخته مىشود.
٢. اگر بخواهيم صيغۀ تعجب را از چيزى بسازيم كه شروط آن را ندارد، صيغۀ تعجب، مطابق معناى اراده شده، از ثلاثى ساخته مىشود: أكثر، أشدّ، أحسن، أقبح؛ و نيز از آنچه شبيه آنهاست، با قياس بر افعل تفضيل.
٣. هنگامى كه تعجّب از اجوف ساخته شود، عين الفعل آن اعلال نمىپذيرد: ما أخوفه.
أَفْعِلْ بِه (براى تعجّب)
وزن ساختن صيغۀ تعجب، و فعل جامدى است كه همواره به صورت مفرد مىآيد: أكرم بها أرضا؛ «أكرم» فعل امر جامد و فاعل آن ضمير مستتر وجوبى و «أنت» در تقدير است، «بها» جار و مجرور و «أرضا» تمييز است.
١. همانند افعل تفضيل ساخته مىشود.
٢. اگر بخواهيم صيغۀ تعجب را از چيزى