فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦٥
حركات هيچگونه تغييرى نمىكند: تدحرج يتدحرج؛ و اگر حرف «تاء» در اوّل آن نباشد، ماقبل آخر آن مكسور مىشود؛ و اگر در آغاز آن همزۀ زايد باشد، همزه حذف مىشود:
إنطلق ينطلق.
مضاعف
اصل آن، فعل صحيح است.
١. در ثلاثى، عين الفعل و لام الفعل آن يكسان است: مدّ.
٢. در رباعى، فاء الفعل و لام الفعل اوّل آن يا عين الفعل و لام الفعل دوم آن يكسان است:
زلزل، لألأ.
^ برخى از فعلها هم معتلّاند و هم مضاعف: ودّ. اين فعلها طبقهبندى، معتلّ و در صرف كردن مضاعف به شمار مىروند.
مضاف
اين عبارت در عمل اسمهاى مشتق به كار مىرود.
١. اسم فاعل دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف. در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند: (١) در محلّ رفع فاعل: جاء رجل واضح الخطّ. (٢) در محلّ نصب مفعول به: جاء قائد فاتح بلد.
٢. اسم مفعول دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف. در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند: (١) در محلّ رفع فاعل: جاء رجل واضح الخطّ. (٢) در محلّ نصب مفعول به: جاء قائد فاتح بلد.
٢. اسم مفعول دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف: در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند و مضاف اليه، نايب فاعل و محلاّ مرفوع است: هذا رياضىّ محمود الخلق.
٣. صفت مشبّهه دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف. در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند و مضاف اليه، فاعل و محلاّ مرفوع است: ملك كريم النّسب.
٤. افعل تفضيل دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف. در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند و مضاف اليه، فاعل و محلاّ مرفوع است، و تمييز آن منصوب مىشود:
مريم فضلى النّاس امرأة.
٥. صيغۀ مبالغه دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف. در حالت اوّل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند: (١) در محلّ رفع فاعل: مقدام الجيش. (٢) در محلّ نصب مفعول به: خوّاض الحروب.
مضاف
اضافه، نسبت ميان دو اسم است. به اوّلى مضاف و به دومى مضاف اليه مىگويند و هر دو يك كلمه به شمار مىآيند: معلّم المدرسة.
١. مراد از آوردن مضاف اليه، از بين بردن عموميّت معناى مضاف و افادۀ تقييد است.
٢. مضاف، اسم (صفت يا ظرف)، و بر حسب موقعيّت خود در جمله، معرب است.
مضاف اينگونه مىآيد: (١) بدون «أل»: بلادنا تاج الفخار. (٢) بدون تنوين: بلادي جنّة، جنّة اللّه. (٣) بدون «نون» تثنيه: سنتا التّعليم - سنتى التّعليم. (٤) بدون «نون» جمع: حارسوا