فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٠٤
زمان ماضى
زمان ماضى بر عملى دلالت مىكند كه پيش از سخن گفتن دربارۀ آن حاصل شده باشد و صيغههاى آن عبارتاند از:
١. فعل ماضى: أكل، ذهب.
٢. فعل مضارعى كه پس از «لم» و «لمّا» ى جازم بيايد: زرتك و لم تكن فى البيت؛ قطفت الثّمرة و لمّا تنضج؛ و نيز فعل مضارع، غالبا پس از «لو» شرط معناى ماضى مىدهد: لو ينتبهون إلى الشّرح لاستفادوا؛ يعنى لو انتبهوا.
زمان مستقبل
زمان مستقبل بر عملى دلالت مىكند كه پس از سخن گفتن دربارۀ آن، واقع شود.
صيغههاى آن عبارتاند از:
١. فعل ماضى، در صورتى كه معناى طلب داشته باشد: غفر اللّه لك؛ يا پس از «اذا» يا «إن» شرطيّه واقع شود: إذا زرتنى أزورك، إن زرتنى أزرك؛ يا بر سر فعل ماضى، حرف نفىاى بيايد كه ما قبل آن قسم باشد: و حياتك لا نكثت عهدك ما دمت حيّا.
٢. فعل مضارع، اگر دربرگيرندۀ طلب باشد: يرحمك اللّه؛ يا بر سر آن، «سين» يا «سوف» در آيد: سأكتب؛ يا پس از معناى توقّع واقع شود: قد يبرأ المريض؛ يا پس از ناصب يا جازم - به جز «لم» و «لمّا» - بيايد: أريد أن أكتب.
٣. فعل امر: اذهب، اسمع؛ و نيز امر به «لام»:
ليقاصص الكسلان، فلينصف الأبرياء.
زَمَنٌ، زَمانٌ
زمان نامعيّنى است براى واقعهاى كه مدّت آن را متكلّم تعيين مىكند. زمان در اين مواضع به كار مىآيد:
١. زمان فعل بر عملى دلالت مىكند كه پيش از سخن گفتن دربارۀ آن، در حال سخن گفتن دربارۀ آن و يا پس از سخن گفتن دربارۀ آن، حاصل مىشود. فعل سه قسم است: زمان ماضى: كتب؛ زمان حاضر: يكتب؛ و زمان مستقبل: سيكتب.
٢. اسم زمان، اسم مشتقّى است كه بر زمان وقوع فعل دلالت مىكند: موعد.
٣. ظرف زمان بر زمان وقوع فعل دلالت مىكند و متضمّن معناى «فى» است: أمس.
زَوَّجَ
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست:
كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از فعلها نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى مفعول دوم آنها مىتوان جار و مجرور نهاد:
زوّجته هندا - بهند.
٢. اين افعال عبارتاند از: اختار، استغفر، أمر، دعا، زوّج، سمّى، صدق، كنّى، كال.
زَوَّدَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى است كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست: زوّده المعلّم كتابا.