فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦١
اسم متصرّفى است كه بر حالت يا كارى بدون زمان دلالت مىكند و دربرگيرندۀ حروف فعل خود است؛ لفظا، تقديرا يا به صورت تعويض: علم علما، قاتل قتالا، وعد عدة.
١. انواع مصدر: (١) مصدر مجرّد يا اصلى:
جمع. (٢) مصدر مزيد: إجتماع. (٣) مصدر ميمى: مجمع. (٤) اسم مصدر: عطاء.
(٥) مصدر صناعى: جمعيّة. (٦) اسم مرّة:
جمعة. (٧) اسم نوع: جمعة. (٨) مصدر مؤوّل:
أن يجمع.
٢. مصدر مجرّد، اصل و ريشۀ مشتقات است و معناى آن به مشتقات نزديك است و با حروف اصلى آنها مشابهت دارد.
٣. تمامى مصادر، قياسىاند؛ به جز مصدر ثلاثى مجرّد كه وزنهاى بسيار دارد و تنها با مراجعه به فرهنگهاى زبان عربى به دست مىآيد.
مصدر اصلى
همان مصدر مجرّد است كه مصدر اصلى نيز ناميده مىشود و بر يك امر معنوى محض، بدون زمان و مكان، دلالت مىكند. مصدر دو قسم است؛ ثلاثى: شرب؛ رباعى: دحرجة.
مصدر صريح
مصدر بر حالتى يا كارى بدون زمان دلالت مىكند و دو نوع است:
١. مصدر صريح و شامل اين موارد است:
مصدر مجرّد، مصدر مزيد، مصدر ميمى، اسم مصدر، مصدر صناعى، اسم مرّة، اسم نوع.
٢. مصدر مؤوّل كه پس از اين حروف مصدرى مىآيد: همزه، أن، أنّ، كى، لو، ما.
مصدر صِناعى
لفظى است تبديل شده به اسم منسوبى كه «تاء» تأنيث دارد و پس از افزوده شدن «تاء» تأنيث، معناى مصدرى يافته است؛ در حالى كه پيش از اضافه شدن آن، معناى مصدرى نداشته است: إنسان، إنسانيّة؛ تقدّم، تقدّميّة.
١. اين نوع از مصدر قياسى، صيغههاى ديگر، همچنين احكام نحوى ديگرى كه مخالف احكام عامّ اسمها باشد، ندارد. اين مصدر، اسم جامد مؤوّل به مشتق است و صحيح است كه شبه جمله، متعلّق آن باشد.
همچنين اين مصدر مىتواند نعت يا حال واقع شود.
٢. مصدر صناعى از اين موارد ساخته مىشود: (١) اسم فاعل: جاهليّة. (٢) اسم مفعول: معذوريّة. (٣) أفعل تفضيل: أسبقيّة.
(٤) اسم جامد: رجوليّة. (٥) اسم علم:
عثمانيّة. (٦) مصدر: إسناديّة. (٧) مصدر ميمى: مصدريّة. (٨) و نيز مواردى كه از راه استقراء به دست مىآيد.
٣. شرط مصدر صناعى آن است كه موصوف لفظى يا تقديرى با آن ذكر نشود و اگر موصوفى با آن ذكر شود، اسم منسوب ناميده