فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢١٠
٢. «مئة» (مائة) - با «الف» زايد در كتابت و نه در تلفّظ - اسم معدود مفرد، مجرور به اضافه و مضاف است.
٣. «ألف»، نيز اسم معدود مفرد و مجرور به اضافه است.
ستٌّ و عِشْرونَ
اسم عدد اصلى و معطوف است.
١. جزء نخست آن معرب است. جزء دوم آن نيز معرب است، ولى با واو، مرفوع و با «ياء»، منصوب و مجرور مىگردد.
٢. جزء نخست عدد، با معدود مذكّر «تاء» مىگيرد و با معدود مؤنّث، بدون «تاء» مىآيد، ولى جزء دوم آن به حال خود باقى مىماند:
جاء ستّة و عشرون رجلا. رأيت ستّا و عشرين فتاة.
٣. معدود آن، مفرد و منصوب است و تمييز عدد ناميده مىشود.
سِتّونَ
اسم عدد اصلى، عقود و معرب است، با «واو»، مرفوع و با «ياء»، منصوب و مجرور مىگردد.
١. اين عدد، با معدود مذكّر و مؤنّث، يكسان مىآيد: جاء ستّون رجلا. رأيت ستّين فتاة. مررت بستّين قرية.
٢. اسم معدود، مفرد و منصوب است و تمييز عدد ناميده مىشود.
سَحْقاً
مصدر فعل «سحق»، مفعول مطلق براى فعل محذوف خود و منصوب به فتحه است:
سحقا للخائن.
سُداسى
صيغۀ اسم يا فعلى است كه از شش حرف اصلى و غير اصلى تشكيل شده است و در اين موارد، وجود دارد: ١. اسم: (١) مصدر مجرّد:
فعالية، كراهية. (٢) مصدر مزيد: مفاعلة، مجادلة. (٣) مشتقات: متفاعل، متقابل؛ مستفعل، مستخرج؛ فعّالة، علاّمة. (٤) اسم آلت جامد:
منجنيق. (٥) جمع مكسّر: مفاعيل، مواثيق؛ فعاليل، قراطيس؛ أفعلاء، أصدقاء. (٦) اسم منسوب: سماوىّ، ثورويّ. (٧) اسم مصغّر:
سويداء، عصيفير.
٢. فعل: (١) فعل ثلاثى مزيد: استفعل، استخرج؛ افعوعل، اعشوشب. (٢) فعل رباعى مزيد: افعللّ، اكفهرّ؛ افعنلل، احرنجم.
٣. حروف معانى مىتوانند تا پنج حرف داشته باشند ولى شش حرفى نمىشوند.
سَدَّ مَسَدَّ
عبارتى نحوى است براى اعلام بىنيازى از ذكر يكى از اركان اصلى يا غير اصلى [در كلام]؛ اين واژه در اين موارد مىآيد:
١. هرگاه جواب قسم، جانشين (سدّ مسدّ) مبتدا شده باشد، مبتدا وجوبا حذف مىگردد: