فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧
استخرج استخراجا، استقبل استقبالا.
اِسْتَفْعَلَ
وزن فعل ثلاثى مزيد است، كاربرد آن:
١. غالبا براى طلب و خواستن است:
استغفر.
٢. براى وجود صفتى در مفعول است: استعظمت الأمر، أي وجدته عظيما.
٣. براى تحوّل و تبديل شدن است:
استحجر الطّين، أي تحوّل إلى الحجريّة.
٤. براى تكلّف و وادار كردن است:
استجرأ، إي تكلّف الجرأة.
٥. براى «مطاوعه» و اثرپذيرى است: أراحه فاستراح.
٦. به معناى مجرّد است: استقرّ، أي قرّ.
استفهام
يكى از معانى حرفهاى: همزه، ما، هل است، و براى درخواست فهميدن و طلب تصديق به كار مىرود: أفى البيت زيد؟ ما رأيك؟ هل جاء زيد؟
استفهام انكارى
كلامى است كه با آن دربارۀ چيزى كه واقع نشده و وقوع آن نيز ناممكن است پرسيده شود، اين نوع استفهام به معناى نفى است.
١. اگر پيش از افعل تفضيل، نفى يا استفهام انكارى باشد، افعل تفضيل، اسم ظاهر را مرفوع مىسازد: هل رأيت رجلا أحسن فى عينه الكحل منه في عين زيد؟
٢. جملۀ استثناء موجب، بدون نفى يا استفهام انكارى است؛ در مقابل آن، استثناء غير موجب است: هل قام الأموات إلاّ زيدا؟
٣. برخى از افعال ناقص به صورت ناقص صرف مىشوند، به شرط اينكه قبل از آنها نفى، نهى، استفهام انكارى يا دعا باشد: هل يبرح البخيل ممقوتا؟
٤. طلب غير محض در جملۀ انشائيه نيز شامل استفهام انكارى است: هل رفضت الاستقالة؟
استقبال
يكى از معانى دو حرف: سين و سوف است و بر دگرگونى زمان كوتاه - حاضر - به زمان وسعت يافته. مستقبل. دلالت دارد: سأعود، سوف أعود.
اِسْتَنْبأَ
افعال قلوب، دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو مبتدا و خبر است. افعال ديگرى نيز به افعال قلوب، ملحق مىشوند كه با آنها معناى يكسان دارند، ولى با آمدن استفهام، عمل نمىكنند: يستنبئونك أحقّ هو. اين افعال عبارتاند از: أبصر، استنبأ، تفكّر، سأل، نظر.