فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٤٤
است، مجرور مىكند.
٣. صفت مشبّهه دو حالت دارد:
(١) غير مضاف و مجرّد از «أل»: ملك كريم نسبه - نسبا. فاعل را رفع و يا، بنابر تمييز بودن، نصب مىدهد. (٢) مضاف و مجرّد از «أل»: ملك كريم النّسب. بنابر اضافه، فاعل را مجرور مىكند.
٤. افعل تفضيل دو حالت دارد: (١) غير مضاف و مجرّد از «أل»: أنت أكرم من أخيك.
فاعل با «من» مجرور مىشود. (٢) مضاف و مجرّد از «أل»: زيد أطمع رجل. فاعل، بنابر اضافه، مجرور مىشود.
٥. صيغۀ مبالغه دو حالت دارد:
(١) غير مضاف و مجرّد از «أل»: مقدام جيشه؛ خوّاض حروبا. فاعل را رفع يا مفعول به را نصب مىدهد. (٢) مضاف و مجرّد از «أل»: مقدام الجيش؛ خوّاض الحروب، فاعل يا مفعول به را، بنابر اضافه، مجرور مىكند.
مجرور
مانند فاعل، اسم متصرّف است، و مانند عدد، اسم غير متصرّف است و حالت خفض به خود مىگيرد، خفض در لغت، ضدّ رفع است و در اصطلاح علم نحو عبارت است از جرّ به معناى كشيده شدن به سوى توضيح معنا و زيبا ساختن كلام.
١. جرّ يا ظاهر است يا در تقدير و يا محلاّ مجرور است.
٢. علامت جرّ در آخر اسم مجرور مىآيد و اعراب آن با حركات يا با حروف است:
(١) حركت با كسره؛ اسم مفرد: في المنزل؛ جمع مكسّر: على أكتاف؛ جمع مؤنّث سالم:
إلى فتيات. (٢) اعراب با فتحه؛ اسم غير منصرف: إلى بيروت. (٣) اعراب با «ياء»؛ اسماء خمسه: إلى أخي؛ مثنّى: فى منزلين؛ جمع مذكّر سالم: عند المرسلين.
٣. اسم در سه جا مجرور مىشود:
(١) هرگاه پس از حرف جرّ واقع شود: ذهب إلى المدرسة. (٢) هرگاه مضاف اليه واقع شود:
معلّم المدرسة. (٣) هرگاه تابع اسم مجرورى واقع شود: مررت بزيد رجل عالم.
مجرورات
اسمهاى متصرّف و غير متصرّفاند كه جرّ مىپذيرند.
١. علامت جرّ در آخر اسمهاى مجرور مىآيد و اعراب آنها يا با حركات است يا با حروف. (١) اعراب با كسره: اسم مفرد، جمع مكسّر، جمع مؤنّث سالم. (٢) با فتحه: اسم غير منصرف. (٣) با «ياء»: اسماء خمسه، مثنّى، جمع مذكّر سالم.
٢. هدف از آوردن مجرورات، ايجاد معناى جديد در جمله و ارتباط خاص با عامل است؛ ارتباطى همانند ارتباط جزء با كل.
٣. غالبا مجرورات، فضله (غير ركن)