فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩
٤. صيغۀ «مفعال»، بين اسم آلت و صيغۀ مبالغه مشترك است و تفاوت آنها به يكى از قرائن لفظى يا معنوى است: «منشار»، اسم آلت نجّارى است و همچنين صيغۀ مبالغه براى نشر و آشكار كردن است.
اسماء خمسه
اسم جنساند، حرف سوم آنها حذف شده و با دو حرف آمدهاند: أب، أخ، حم، فو، ذو.
١. علائم اعراب آن (١) به جاى ضمّه، با «واو» مرفوع مىگردد: ذهب أبوك. (٢) به جاى فتحه، با «الف»، منصوب مىگردد: رأيت أخاك. (٣) به جاى كسره، با «ياء»، مجرور مىگردد. قررت بذى علم.
٢. شروط اعراب آن: (١) مفرد باشد (مثنّى يا جمع نباشد): جاء أبوك، جاء الأبوان. (٢) مضاف به ضميرى غير از «ياء» متكلّم باشد: جاء أخوه، جاء أخى. (٣) به اسم اضافه شود: جاء حمو الجار، جاء حم. (٤) مجرد از «أل» باشد: ينطق فوك الحكمة، هذا الفم ينطق بالحكمة. (٥) مصغّر نباشد: أخوك ذو أدب.
٣. اگر يكى از اين شروط را نداشته باشد، با حركات اعراب مىپذيرد: آباء، آخاء، أحماء، ذوون، أفواه.
اسماء دائمُ الإضافه
اسمهايى هستند كه همواره اضافه معنوى مىشوند؛ زيرا دلالت آنها، به خودى خود، ناقص است. اسمهايى كه بيشتر به كار رفتهاند عبارتاند از: إزاء، أمام، أوّل، أىّ، بعد، بعض، بين، تجاه، تحت، يلقاء، جميع، حذاء، حسب، خلف، دواليك، ذو، سبحان، سوى، سائر، شبه، شمال، عل، عند، غير، فوق، قبل، قباله، قدّام، كل، كلا، لبّيك، لدن، لدى، لعمر، مثل، مع، معاذ، نحو، وحد، وراء، وسط، يمين.
اسماء متوغّل در ابهام
اگر اين اسمها مضاف هم باشند، معرفه نمىشوند، و جايز است كه صفت نكره باشند.
اسمهايى كه بيشتر به كار رفتهاند عبارتاند از:
أىّ، بعض، جميع، جهد، حسب، سوى، شبه، طاقه، غير، كلّ، مثل، ناهيك، وحد.
اسماء مقادير
تمييز مفرد بر مقدار يا عدد دلالت مىكند.
١. اسماء مقادير عبارتاند از: (١) مساحت: لى فرسخ أرضا. (٢) وزن:
عندى رطلان عسلا. (٣) كيل: إشتريت مدّين قمحا.
٢. اسمى كه پس از اسماء مقادير واقع مىشود: (١) بنابر تمييز بودن، منصوب است. (٢) مجرور به اضافه است: عندى رطل زيت. (٣) مجرور به حرف «من» است: عندى رطل من الزّيت. (٤) بنابر بدل بودن، مرفوع است: عندى رطل زيت.