فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠٢
اوّلى براى تأكيد مذكّر و دومى براى تأكيد مؤنّث است.
اين دو بايد به ضمير مؤكّد بپيوندند و در تثنيه با آن مطابقت داشته باشند: جاء الرّجلان كلاهما. سافرت أختاك كلتاهما.
٢. «كلّ»، «أجمع»، «جميع»، «عامّة»، كه جمع و مفرد داراى اجزا را تأكيد مىكنند: بعت الفرس كلّه، و العبيد كلّهم. جاء الجيش كلّه أجمع.
سار الأعيان كلّهم أجمعون. جاء القبيلة كلّها جمعاء. جاءت النساء كلّهنّ جمع. غرّدت العصافير جميعها. حضرت الفرقة عامّتها، و الفرقتان عامّتهما، و الفرق عامّتهنّ.
٣. شرط است كه الفاظ تأكيد معنوى به ضميرى كه با مؤكّد تناسب دارد، اضافه شوند، به جز «أجمع» كه پس از «كلّ»، براى تأكيد آورده مىشود.
تأكيد لفظى
تكرار لفظ پيشين يا آوردن مترادف آن است، و مؤكّد؛ يعنى متبوع به اين صورت مىآيد:
١. اسم ظاهر: الجنّة الجنّة ما أسعد من يفوز بها.
٢. ضمير: جئت أنا.
٣. حرف: نعم نعم.
٤. فعل: سقطت سقطت بابل.
٥. جمله: ظهر الحقّ ظهر الحقّ.
٦. مترادف: فاز انتصر الجيش.
تأكيد معنوى
به كارگيرى الفاظ مشخّص مضاف به ضمير مؤكّد است.
الفاظ تأكيد معنوى بايد به ضميرى كه با مؤكّد تناسب دارد، اضافه شوند. اين تأكيد، دو نوع است:
١. تأكيد نسبت: مقصود از آن، از ميان بردن احتمال از ذات و دور كردن شك معنوى از آن است. الفاظ آن، در حالى كه به ضمير موكّد اضافه مىشوند، مفرد، مثنّى و جمع را تأكيد مىكنند؛ با مفرد به صورت مفرد و با مثنّى و جمع به صورت جمع مىآيند: جاء الرّجل عينه.
٢. تأكيد شمول: آن است كه توهّم اراده نكردن شمول را برطرف مىكند: جاء الرّجلان كلاهما.
تأكيد نسبت
بخشى از تأكيد معنوى است، و مقصود از آن، از ميان بردن احتمال از ذات و دور كردن شك معنوى از آن است. الفاظ اين تأكيد، مفرد و مثنّى و جمع را، در حالى كه به ضمير مؤكّد اضافه مىشوند، تأكيد مىكنند؛ با مفرد به صورت مفرد و با مثنّى و جمع به صورت جمع مىآيند.
١. «عين»: جاء الرّجل عينه، و التلميذان عيناهما [اعينهما]. جاءت النّساء أعينهنّ.
٢. «نفس»: جاءت هند نفسها، و الامرأتان نفساهما. جاء الرّجال أنفسهم.