فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٩
مفعول به را منصوب مىسازند.
٢. حكم اوزان مبالغه در عمل، حكم اسم فاعل است. در عين حال، توجّه به اين نكات، ضرورى است: (١) صيغۀ مبالغه فقط از مصدر فعل ثلاثى، متصرّف و متعدّى ساخته مىشود؛ به جز صيغۀ «فعّال» كه از مصدر فعل ثلاثى لازم و متعدّى ساخته مىشود. (٢) گرچه صيغۀ مبالغه، حروف اصلى فعل مضارع خود را داراست، ولى حركات و سكون آن مانند فعل مضارع آن نيست. ازاينرو، در عمل خود، به اسم فاعل حمل شده است، نه به فعل خود.
٣. اين اوزان بيشتر عمل مىكنند: فعّال، مفعال، فعول، فعيل، فعل. عمل كردن «فعّال»، بيش از «مفعال» و «فعول» است و عمل كردن «فعيل»، كمتر از همۀ آنهاست.
٤. معمول صيغۀ مبالغه مىتواند بر آن مقدّم شود: هذا سوق العداة ضروب بحدّ السّيف.
عمل اوزان مبالغه - حالتهاى آن
عمل اوزان مبالغه، دو نوع است: لفظى و محلّى. همچنين اوزان مبالغه، دو حالت دارد:
مضاف و غير مضاف؛ بدون «أل» و همراه با «أل».
١. از فعل لازم؛ اگر غير مضاف باشد فاعل را مرفوع مىكند و اگر مضاف باشد، در محلّ رفع فاعل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند.
(١) غير مضاف بدون «أل»: مقدام جيشه.
(٢) غير مضاف همراه با «أل»: المقدام جيشه.
(٣) مضاف بدون «أل»: مقدام الجيش.
(٤) مضاف همراه با «أل»: المقدام الجيش.
٢. از فعل متعدّى؛ اگر غير مضاف باشد مفعول به را منصوب مىكند و اگر مضاف باشد، در محلّ نصب مفعول به، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند. (١) غير مضاف بدون «أل»: خوّاض حروبا. (٢) غير مضاف همراه با «أل»: الخوّاض الحروب. (٣) مضاف بدون «أل»: خوّاض الحروب. (٤) مضاف همراه با «أل»: الخوّاض الحروب.
عمل صفت مشبّهه
صفت مشبّهه، عمل فعل لازم را انجام مىدهد، فاعل را مرفوع مىكند و يا منقول از فاعل را، بنابر تمييز بودن، منصوب مىسازد:
أيها الملك الكريم نسبه؛ «نسبه»، فاعل است. يا الكريم نسبا؛ «نسبا»، تمييز است.
١. هرگاه در اسم فاعل از فعل لازم، و اسم مفعول از فعل متعدّى، قصد ثبوت در كار باشد، هريك از آن دو به منزلۀ صفت مشبّهه است: زيد صادق، يا الصّادق وعده. زيد صادق، يا الصّادق الوعد. زيد صادق يا الصّادق وعدا.
٢. در اين حال، مرفوع اسم مفعول، فاعل ناميده مىشود، نه نايب فاعل؛ زيرا در اينجا صفت، ثابت است، نه حادث.
٣. منسوب مؤوّل به موصوف، همچون صفت مشبّهه است: مررت برجل لبنانىّ أبوه؛ و نيز جامدى كه در آن احتمال تأويل باشد: مررت برجل صخر قلبه؛ يعنى: قاس.