فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٣
٣. فاعل آن، «تاء» مضموم است و به «ميم» جمع و «الف» مثنّى مىپيوندد.
فَعَلْتُنَّ
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، مخاطب مؤنّث جمع است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.
٣. فاعل آن، «تاء» مضموم است و به «نون» مشدّد جمع مؤنّث مىپيوندد.
فعل ثلاثى
وزنهاى فعل چهار دستهاند: ثلاثى مجرّد، ثلاثى مزيد، رباعى مجرّد، رباعى مزيد.
١. اوزان ثلاثى مجرّد عبارتاند از: فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل.
٢. اوزان ثلاثى مزيد عبارتاند از: فعّل، فاعل، أفعل، تفعّل، تفاعل، انفعل، افتعل، افعلّ، استفعل، افعوعل، افعوّل، افعالّ.
٣. اين وزنها در هر فعلى نمىآيد و كاربرد آن، سماعى است. موارد كاربرد اين اوزان، در فرهنگهاى زبان عربى آمده است.
فعل جامد
فعل دو قسم است: متصرّف و جامد.
١. فعل متصرّف، تغيير شكل را مىپذيرد.
٢. فعل جامد، تغيير شكل را نمىپذيرد و در همۀ زمانها صرف نمىشود: نعم القوم قوما. فعل جامد بر يك معنا از معانىاى كه حروف براى آن وضع شدهاند، دلالت مىكند، مثل نفى در «ليس» و ترجّى در «عسى».
بنابراين، سبب جامد بودن فعل جامد، شباهت آن به حرف است. جامد بودن فعل، دو نوع است: لازم، مانند افعال مدح و ذمّ؛ و عارض، مانند فعل تعجّبى كه هنگام كاربرد به معناى حرف است و جامد مىشود، ولى هنگامى كه براى تعجّب نباشد متصرّف است.
فعل جامد سه قسم است: (١) ملازم ماضى، كه عبارتاند از: افعال مدح و ذمّ: نعم، بئس، ساء، حبّذا؛ دو فعل تعجّب: ما أفعله، أفعل به؛ افعال استثناء: ما حاشا، ما خلا، ما عدا؛ از «اخوات كاد»: كرب؛ افعال رجاء؛ افعال شروع؛ از «اخوات كان»: ليس، مادام؛ و افعالى كه همواره جامدند: شدّ ما، طالما، قصرما، قلّما.
(٢) ملازم امر: تعلّم، تعال، هب، هلمّ. (٣) ملازم مضارع: يهبط.
فعل حاضر (حال)
فعل سه زمان دارد: گذشته، حال، آينده.
١. فعل ماضى در جملۀ انشائى براى زمان حال به كار مىرود: بعتك الدّار.
٢. فعل مضارع، همراه «لام» ابتداء، يا «ليس» و يا «ما» ى نافيه، براى زمان حال به كار مىرود: إنّ الاستاذ ليشرح الدّرس؛ لست أرضى عنك؛ ما أعطيك ما طلبت.