فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٦٥
غَدا
١. فعل ماضى ناقص و ملحق به «اخوات كان» است، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد:
غدا العمل مرموقا.
٢. اگر به معناى صيرورت نباشد، فعل تامّ است: غدا الى عمله.
٣. افعال ملحق به «اخوات كان» عبارتاند از: ارتدّ، استحال، آض، انقلب، تبدّل، تحوّل، حار، رجع، راح، عاد، غدا. آنچه از اين افعال مشتق شود، مانند ماضى آنها عمل مىكند؛ يعنى اسم را مرفوع و خبر را منصوب مىسازد.
غَداً
ظرف زمان: أنتظرك غدا، مفعول فيه و منصوب به فتحۀ ظاهر در آخر خود است.
غَداةَ
ظرف زمان: أنتظرك غداة الاحد، مفعول فيه و منصوب به فتحۀ ظاهر است.
غَيْر
١. اسم استثناء است و ما بعد آن، همواره مجرور به اضافه است: جاء القوم غير زيد.
اعراب آن، همان اعراب اسم پس از «إلاّ» است: نجح الطّلاّب غير سمير؛ «غير»، مستثناى منصوب است.
٢. اسم معرب: هؤلاء ناس غير مهذّبين، نعت، و صفت براى نكره است و معرفه نمىشود.
٣. اگر از اضافه منقطع گردد، اسم مبنى است: معى درهم ليس غير.
غير أمْكَن
امكنيّت، چهار حالت دارد: متمكّن أمكن، متمكّن غير أمكن، غير متمكّن با تنوين استثنايى، غير متمكّن.
١. اسم متمكّن غير امكن؛ حركت آخر آن با تغيير موقعيتش در جمله، تغيير مىيابد، ولى با داشتن شروط اسم غيرمنصرف، تنوين نمىپذيرد: بيروت، بيروت.
٢. معرب غير منصرف يا ممنوع از صرف نيز ناميده مىشود.
غير تامّ
عبارتى است كه فعل متصرّف از افعال ناقصه را توصيف مىكند. افعال ناقصه، سه قسماند:
١. متصرّف تامّ: أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ، كان.
٢. متصرّف ناقص يا غير تامّ: ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء. از اين قسم، تنها فعل مضارع مشتق مىشود.
٣. غيرمتصرّف: ليس، ما دام.
غير عاقل
عقل و توانايى ادراك ندارد و در مقابل