فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٩٣
د
د، دال
حرف مبنى، شمسى و صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٤ است. اين حرف، جزو حروف بدون نقطه، داراى استفال و شدّت است.
دَراكِ
اسم فعل قياسى، بر وزن «فعال» و به معناى: أدرك است. مبنى بر كسره است و محلّى از اعراب ندارد. فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است و «انت» در تقدير است.
اين اسم، به صورت نادر، از فعل ثلاثى مزيد:
أدرك نيز ساخته مىشود.
دَرَى
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و بر يقين دلالت دارد. پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه در مىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىسازد: درى التّلميذ العلم مفيدا.
٢. اگر معانى يقين نداشته باشد، فعل، متعدّى يك مفعولى است: دريت المحتال.
٣. افعال يقين عبارتاند از: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
دَعا
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست: كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از فعلها نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى مفعول دوم آنها مىتوان جار و مجرور نهاد: دعوته زيدا - بزيد؛ «دعا» در اينجا، به معناى «سمّى» است.
٢. اين افعال عبارتاند از: اختار، استغفر، أمر، دعا، زوّج، سمّى، صدق، كنّى، كال.
دَوالَيْكَ
در لفظ، مصدر مثنّى و به معناى تكثير و از اسمهاى دائم الاضافه است. با عامل مقدّر از لفظ يا معناى خود، منصوب است، از اين جهت