فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٠٩
موعل: موعد. فال يفول و يفيل، مفال و مفيل:
مكان، مسير.
٢. از ثلاثى مزيد: يفعّل مفعّل: مدرّب. يفاعل مفاعل: مضارب. يفعل مفعل: مضرب. يتفعّل متفعّل: متدرّج. يتفاعل متفاعل: متعارك. ينفعل منفعل: منحدر. يفتعل مفتعل: مقتتل. يستفعل مستفعل: مستغفر. يفعوعل مفعوعل: محلولى.
٣. يفعلل مفعلل: مدحرج.
٤. يتفعلل متفعلل: متدحرج. يفعنلل مفعنلل: محرنجم. يفعللّ مفعللّ: مكفهرّ.
وزن اعلال
١. در مثال واوى، وقتى كه عين الفعل مضارع مجرّد معلوم، مكسور باشد و مصدر آن بر وزن «فعل» بيايد، «واو» در مصدر حذف مىشود؛ به اين صورت كه عين الفعل مصدر، مكسور و در عوض حذف فاء الفعل، «تاء» تأنيث به آخر كلمه اضافه مىشود: وثق ثقة؛ وعد عدة.
٢. هرگاه لام الفعل صفت بر وزن «فعلى» «واو» باشد، به «ياء» تبديل مىشود: الدّنوى، الدّنيا؛ العلوى، العليا.
٣. هرگاه لام الفعل موصوف بر وزن «فعلى»، «ياء» باشد، به «واو» تبديل مىشود:
فتيا، فتوى؛ تقيا، تقوى.
٤. در اسمهاى جمع بر وزن «فعائل» و شبه آنكه سومين حرف مفرد آنها حرف مدّ زايد باشد، حرف مدّ به همزه تبديل مىشود:
فريدة، فرائد؛ عروس، عرائس. در اسمهاى جمع بر وزن «فعول» كه لام الفعل آنها «واو» باشد، «واو» به «ياء» تبديل مىشود: عصوو، عصىّ.
٥. «واو» و «ياء» پس از «الف» در وزن فاعل، به همزه تبديل مىشوند: قاول، قائل؛ بايع، بائع. در صورتى كه فاء الفعل باب «افتعل»، «واو» يا «ياء» باشد، به «تاء» تبديل مىشود و در «تاء» باب، ادغام مىگردد: اوتفق، اتّفق؛ ايتسر، اتّسر.
٦. در صورتى كه وزنهاى «فعّل» و «فعّال» جمع فاعل «اجوف يائى» باشند، «ياء» در آنها تغيير پيدا نمىكند؛ اگرچه پس از ضمّۀ ساكن آمده باشد: بايع، بيّع؛ سايح، سيّح. هرگاه «فعّل»، جمع «اجوف واوى» باشد، جايز است، «واو» به «ياء» تبديل شود: ناوم، نيّم.
وزن تعجّب
تعجّب دو وزن دارد: ما أفعله، أفعل به، كه هر دو جامدند و همواره به صورت صيغۀ مفرد به كار مىروند: ما أجمل الوردة! أكرم بها أرضا! از هر چيزى كه افعل تفضيل از آن ساخته مىشود، وزن تعجّب نيز از همان ساخته مىشود. گاهى براى تعجب، از وزن «فعل» استفاده مىشود: حسن زيد! - ما أحسنه؛ جهل بعمر! - ما أجهله.