فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٤٥
٤. هر دو نوع جمع سالم در جمع قلّه و جمع كثرت شايع است.
٥. گاهى جمع، مانند مفرد، تثنيه مىشود، به اين سبب كه آن را به منزلۀ مفرد قرار دادهاند، و اين امر هنگامى است كه به يكى از دو گروه، گروه ديگرى بپيوندد: التفّ الرّماحان؛ يعنى نيزههاى هريك از دو لشكر.
جمع مؤنّث سالم
اسمى است كه بر بيش از «دو» دلالت مىكند و متكلّم را از عطف مفردهاى هممعنا، بىنياز مىسازد. اين جمع، جزئى از جمع سالم است.
١. در اين جمع، شكل مفرد تغيير نمىيابد و به آخر آن اين حروف افزوده مىشود: (١) در حالت رفع، «الف و تاء» مضموم: مريم مريمات.
(٢) در حالت نصب و جرّ، «الف و تاء» مكسور: مريم مريمات.
٢. شرط آن، اين است كه در اين مواضع بيايد: (١) اسم علم مؤنّث: هند هندات.
(٢) اسمى كه در آخر آن علامت تأنيث باشد:
جميلة جميلات، حمّى حمّيات، صحراء صحراوات.
(٣) مذكّر غير عاقل، مصغّر يا وصف: دريهم دريهمات، معدود معدودات. (٤) مصدر غير ثلاثى: إحسان إحسانات. (٥) اسم غير عاقل كه در آغاز آن «ابن» يا «ذو» آمده باشد: إبن آوى، بنات آوى، ذو القعدة، ذوات القعدة.
٣. صفات مؤنّث، همواره با لفظ مفردشان، جمع بسته مىشوند: حسنة حسنات.
٤. در موصوف غير مفتوح الفاء، جايز است كه عين الفعل آن ساكن يا مفتوح شود، يا از فاء الفعل پيروى كند: خطوة خطوات، خطوات، خطوات.
جمع مذكّر سالم
اسمى است كه بر بيش از «دو» دلالت مىكند و متكلّم را از عطف مفردهاى هممعنا، بىنياز مىسازد. اين جمع، جزئى از جمع سالم است.
١. در اين جمع، شكل مفرد تغيير نمىيابد و به آخر آن اين حروف افزوده مىشود: (١) در حالت رفع، «واو و نون» مفتوح: مرسل، مرسلون. (٢) در حالت نصب و جرّ، «ياء و نون» مفتوح: مرسل، مرسلين.
٢. شرط آن، اين است كه براى اسمهاى علم مذكّر عاقل و اوصاف آنها بيايد:
(١) علم، بدون «تاء تأنيث» و تركيب باشد:
حسن، الحسنون - همراه با «أل». (٢) صفت بدون «تاء» بيايد، ولى قابليت پذيرش «تاء» را براى تأنيث داشته باشد: عالم، عالمون، يا بر تفضيل دلالت كند: الأكرم، الأكرمون و بر وزن «أفعل، فعلاء» نباشد: ابيض، بيضاء، و از باب «فعلان، فعلى» نباشد: نشوان، نشوى، و از صفتهايى كه مذكّر و مؤنّث آنها يكسان است نباشد: بتول. (٣) اسم منسوب نيز مندرج در اوصاف است: لبنانيّ، لبنانيّون.