فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦٣
(٢) رباعى، كه دو وزن سماعى دارد:
فعللة، سيطرة؛ فعلال، دحراج. وزن دوم، در صورت مضاعف بودن قياسى است: وسواس.
مصدر مجرّد، مرّة و نوع
اگر در مصدر مجرّد تغيير ناچيز و يا افزايش لفظى اندكى ايجاد شود، ممكن است بر اين موارد دلالت كند:
١. علاوه بر داشتن معناى مجرّد بر عدد نيز دلالت كند كه آن عدد يك است و دو يا بيشتر نيست: ضربته ضربة.
٢. علاوه بر داشتن معناى مجرّد، صفتى از صفات و يا هيأت و نوع را نيز دربر دارد: وثب وثبة النّمور.
^ مصدر مجرّد در دلالت اصلى خود، عارى از هر نوع تقييد است، اما اگر دلالت بر مرّة كند بايد به واحد بودن رخداد مقيّد شود:
هفوة واحدة؛ و اگر دلالت بر نوع كند، تقييد آن به وصف خاصى واجب است: عزّة النّفس.
مصدر مزيد
مصدر مزيد از فعل ماضى معلوم مزيد، مشتق مىشود.
١. داراى دو قسم است: (١) مزيد از فعل ثلاثى: أقبل إقبالا. (٢) مزيد از فعل رباعى:
افرنقع افرنقاعا.
٢. مصدر فعل مجهول نيز مانند فعل معلوم آن است: قوتل مقاتلة و قتالا.
مصدر ميمى
با «ميم» زايد شروع مىشود و معناى آن با مصدر غير ميمى تفاوتى ندارد، امّا ويژگى آن تأكيد و دلالت بيشتر است: مطلب به معناى طلب؛ منحدر به معناى إنحدار است.
١. همواره مفرد و مذكّر است و «ياء» مشدّد زايد در آخر آن نمىآيد و «تاء» تأنيث به آن نمىپيوندد، مگر در مواردى كه سماعى است:
مودّة، محبّة.
٢. مانند مصدر عمل مىكند و اعراب آن بستگى به موقعيّتش در جمله دارد كه مبتدا، خبر، فاعل، مفعول و... قرار مىگيرد. البته مصادرى نيز وجود دارند كه در بيشتر حالتها با نصب شنيده شدهاند. مرحبا براى خوشآمدگويى گفته مىشود؛ يعنى «صادف مكانا رحبا».
مصدريّت
يكى از معانى اين حروف است: همزه، أن، كي، لو. اين حروف بر سر جملهاى درمىآيند كه مصدر بتواند به جاى آن جمله بيايد: سواء علىّ أدرست أم لم تدرس. أحبّ أن أخدم وطني.
استقم كي تفلح. وددت لو تنجح.
مُصْطَلَحات
مجموعه كلمات و عبارات مربوط به صرف و نحو است كه دانشمندان زبان بر معانى آنها اتفاق نظر دارند. اين مجموعه، دستور زبان