فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩٤
٢. معتل العين، كه اجوف ناميده مىشود:
قال، هيؤ.
٣. معتل اللام، كه ناقص ناميده مىشود:
حلو، بقى.
٤. معتل الفاء و اللاّم، كه لفيف مفروق ناميده مىشود: وفى، ولى.
٥. معتل العين و اللاّم، كه لفيف مقرون ناميده مىشود: طوى، سوى.
فعل معرب
فعل دو قسم است: مبنى و معرب. فعل معرب، فعلى است كه فقط در صيغۀ مضارع، علامت آخر آن تغيير مىكند. اين علامت در اصل مرفوع است ولى منصوب و مجزوم مىشود. علائم اعراب عبارتاند از:
١. ضمّه در حالت رفع: يفعل؛ و ثبوت «نون» به جاى آن در افعال پنجگانه: يفعلون.
٢. فتحه در حالت نصب: لن يفعل، و حذف «نون» به جاى آن در افعال پنجگانه: لن يفعلوا.
٣. سكون در حالت جزم: لم يفعل، و حذف نون به جاى آن در افعال پنجگانه: لم تفعلوا؛ يا حذف حرف علّه در افعال معتلّ اللام: لم يغز.
علامت آخر فعل مبنى؛ يعنى حركت يا سكون و يا جانشين اين دو، همواره ثابت است.
فعل معلوم
فعل متعدّى دو قسم است: فاعل آن معلوم، و يا مجهول است. فعل معلوم آن است كه فاعل با آن ذكر شود: برى التّلميذ قلما. فعل مجهول آن است كه فاعلش حذف شود و مفعول به، به جاى آن بنشيند: برى القلم. فعل مجهول از متعدّى معلوم بنا مىشود.
فعل مُقارَبَه
«اخوات كاد» افعال ناقصهاى هستند كه بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند و مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند: كاد الفارس يضحك. اين افعال به سه قسم تقسيم مىشوند:
١. افعال مقاربه: أوشك، كرب، كاد.
٢. افعال رجاء: اخلولق، حرى، عسى.
٣. افعال شروع: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ.
٤. همۀ افعال مقاربه جامد نيستند:
(١) «أوشك»؛ مضارع و اسم فاعل از آن مشتق مىشود: يوشك؛ موشك. (٢) «كرب»؛ در صيغۀ ماضى جامد است. (٣) «كاد»؛ مضارع و اسم فاعل از آن مشتق مىشود: يكاد؛ كائد.
فعل مكفوف
هر فعلى - متصرّف يا جامد - بايد يا عامل و يا مكفوف باشد.
١. فعل عامل، در اسمهايى كه از آن تأثير مىپذيرند علائم اعرابى خاصى ايجاد مىكند.
٢. فعل مكفوف به سبب وصل بودن به