فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨٣
مقصوده: (١) موصوف به اسم يا جمله يا شبه جمله است: يا مؤمنين عالمين. (٢) موصوف نيست: يا رجل.
٢. نكرۀ غير مقصوده: ابهام آن پس از ندا باقى مىماند و بر اثر ندا بر فرد معيّن مقصودى دلالت نمىكند: يا رجلا، يا مؤمنات.
مناداى مقرون به أل
پيش از آن «أىّ» يا «أيّة» (براى مؤنث) مىآيد كه «هاء» تنبيه به آن ملحق مىشود: أيّها، أيتها. «أىّ»، منادا و مفعول به فعل محذوف نداست و در محلّ نصب و مبنى بر ضمّ است.
١. با جامد: أيّها الرّجل، أيّتها الفتاتان، أيّها الرّجال - تابع، عطف يا بدل است.
٢. با مشتق: أيّها العالم، أيّها العالمان، أيّتها العالمات - تابع، نعت است.
٣. با غير متصرّف: أيّتها الّتى، أيّها اللّذان، أيّها الّذين. تابع، عطف يا بدل است.
مناصيب
اسمهايى هستند كه با آمدن يكى از نواسخ بر سر جملۀ اسميه، منصوب مىشوند و عبارتاند از:
١. خبر «كان» و اخوات آن: كان البرد قارسا.
٢. خبر «ما» و اخوات آن: ما الكسل محمودا.
٣. اسم «إنّ» و اخوات آن، كه اصل آن مبتدا است: إنّ الطّائر طليق.
٤. اسم «لا» ى نفى جنس، كه اصل آن مبتدا است: لا مصباح زيت مكسور.
منتهى الجموع
بر سه، تا بىنهايت دلالت مىكند و هر جمعى است كه پس از «الف» مكسّر آن، دو حرف متحرّك بيايد؛ يا سه حرفى كه حرف ميانى آنها «ياء» ساكن باشد.
١. منتهى الجموع چهار وزن دارد: أصابع، مساجد، أضابير، مواثيق.
٢. گاهى حركت دو حرف پس از «الف» تقديرى است: موادّ و مطايا.
مندوب
ندبه عبارت است از نداى آنچه فاجعهاى بر آن وارد شده باشد يا از چيزى به درد آمده باشد: وا مصطفاه، وا كبداه.
١. اسلوب ندبه، يكى از روشهاى نداست كه از دو ركن اساسى حرف ندا و مندوب، تشكيل شده است و حذف آنها جايز نيست.
٢. مندوب دو نوع است: (١) متفجّع عليه؛ كسى است كه فاجعه بر او وارد شده باشد و آن فاجعه، مردم را براى ابراز حزن و اندوه برانگيزاند: وا عمراه؛ مناداى منصوب به فعل محذوف است و تقدير آن «أندب» است. (٢) متوجع منه؛ موضعى است كه درد بر آن وارد شده است: وا رأسى؛ مناداى منصوب به فعل محذوف و تقدير آن «أندب» است.