فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٥٠
نكرۀ محض باشد: قدم مسرعا رجل. (٢) هرگاه صاحب آن محصور به «الاّ» باشد: ما سافر ماضيا الاّ أبوك. (٣) هرگاه صاحب حال، مضاف به ضميرى ملابس آن باشد: سار يدير الباخرة ربّانها.
٢. در اين موارد، تأخير حال از صاحب حال واجب است: (١) حال محصور باشد: (ما نُرْسِلُ اَلْمُرْسَلِينَ إِلاّ مُبَشِّرِينَ). (٢) حال، جملۀ مرتبط با «واو» باشد: جاءني الغلام و هو يحمل البشرى. (٣) صاحب حال، مجرور به اضافه يا حرف جرّ باشد: مررت بهند جالسة. (٤) تأخير حال در اين موارد نيز واجب است: هرگاه عامل، فعل جامد باشد: ما أحسن زيدا مبتسما؛ افعل تفضيل باشد: زيد أفصح النّاس خطيبا؛ اسم فعل باشد: نزال مسرعا؛ متضمّن معناى فعل باشد، امّا بدون حروف آن، مانند اسم اشاره، ادات تشبيه، تمنّى، ترجّى و تنبيه: هذا زيد مقبلا؛ كأنّ زيدا هاجما أسد؛ حال، موكّد براى عامل باشد: ولّى مدبرا.
مرتبۀ حال و عامل آن
حقّ حال اين است كه از عامل خود متأخّر شود.
١. هرگاه حال در صدر كلام باشد، تقدّم آن واجب است: كيف عاد أخوك؟
٢. اگر عامل، فعل متصرّف يا صفت غير افعل تفضيل باشد، تقدّم حال جايز است:
باسما قدم الزّائر.
٣. در همۀ مواردى كه تأخير حال از صاحب آن واجب است، مقدّم كردن آن ممنوع است.
مرتبۀ خبر و مبتدا
اصل در مبتدا تقدّم آن است؛ زيرا حكم بر آن واقع مىشود، و اصل در خبر اين است كه پس از مبتدا بيايد، زيرا با آن حكمى داده مىشود. امّا مواردى پيش مىآيد كه عدول از اين اصل واجب است. تقديم خبر بر مبتدا در اين موارد، واجب است:
١. هرگاه: (١) خبر، ظرف و مبتدا نكره باشد: عندي غلام. (٢) خبر، جار و مجرور و مبتدا نكره باشد: في الازهار جمال. (٣) خبر، اسم استفهام باشد: أين الطّريق؟
٢. هرگاه: (١) مبتدا محصور به «الاّ» يا «انّما» باشد: انّما عادل اللّه. (٢) مبتدا ضميرى داشته باشد كه به خبر باز گردد: في الدّار صاحبها.
٣. تأخير خبر، مخلّ مفهوم باشد: للّه درّك.
٤. خبر، اسم اشاره براى مكان باشد: هنا أخوك.
٥. مبتدا از «أنّ» و صلۀ آن تشكيل شده باشد: عندي أنّك أشعر الشّعراء.
^ اگر مبتدا و خبر مساوى باشند و قرينهاى براى بيان مقصود وجود داشته باشد، تقديم خبر جايز است: رجل صالح حاضر يا حاضر رجل صالح؛ بنونا بنو أبنائنا يا بنو أبنائنا بنونا.