فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٧٧
إِمالَة
لهجه و گويشى است كه در آن «الف» مايل به «ياء» تلفّظ مىشود. پيش از «الف» همواره حرف مفتوح قرار مىگيرد، ولى تلفّظ اين حرف با «الف» آن نزد كسانى كه «الف» را اماله مىكنند مختلف است. گاهى آن حرف، مفتوح تلفّظ مىشود: طار و گاهى مايل به «ياء»: بايع.
اماله قواعدى دارد:
١. در اين موارد مىتوان اماله كرد: هرگاه «الف»: (١) كوتاه (مقصوره) باشد: فتى، حبلى.
(٢) پس از آن «تاء مربوطه» (ة) باشد: فتاة، نجاة. (٣) پيش يا پس از «ياء» قرار گيرد: ساير، بيان. (٤) پيش از حرف مكسور قرار گيرد:
سالم، فاشل. (٥) پس از حرفى قرار گيرد كه پيش از آن، حرف مكسورى باشد: كتاب، حجاب. (٦) عين الفعل فعل اجوف ثلاثى قرار گيرد كه با «تاء» ضمير بر وزن «فلت» مىآيد:
نال، باع، كال، هاب، كاد، و خلاف اين موارد است: طال، قال.
٢. «الف» در اين موارد، اماله نمىشود:
(١) پيش از «راء» غير مكسور، يا پس از «راء»:
جوار، راشد. (٢) پيش يا پس از حروف مستعليه: راض، صادق، ضارب.
أمام
اسمى است كه همواره اضافه مىشود، ظرف مكان و از جهتهاى ششگانه است:
١. هرگاه مضاف باشد، معرب و به عنوان مفعول فيه، منصوب است: جلست أمام الدار؛ و هرگاه از نظر لفظ و معنا مضاف نباشد نيز همان حكم را دارد: جلست أماما.
٢. هرگاه فقط در لفظ قطع از اضافه شود، مبنى بر ضم و محلاّ منصوب است: جلست أمام. خرجت من أمام.
أمامَك
١. اسم فعل منقول از ظرف به معناى: تقدّم و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد و فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است كه تقدير آن «أنت» است.
٢. كلمهاى مركّب از ظرف و ضمير مخاطب مفرد است: الطاولة أمامك. ظرف و مضاف اليه، متعلق به خبر محذوفاند كه تقدير آن موجود است.
أمَدَ
ظرف زمان، معرب و مبهم است: ثابر على عمله أمد عمره، مفعول فيه، منصوب به فتحۀ ظاهر است و اسم پس از آن، مجرور به اضافه است.
أمْر
«امر»؛ يعنى كسى كه داراى درجۀ بالاتر است، انجام كارى را از كسى كه در مرتبۀ پايينتر از او قرار دارد طلب كند.
١. فعل امر، صيغهاى است براى فرمان به