فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٧٧
اقتران را بهتر نشان مىدهد و در اينجا ايرادى ندارد.
٢. عطف آن جايز است، ولى نصب آن بهتر است: مشيت و الصّديق. براى جلوگيرى از بروز اشكال لفظى يا معنوى، منصوب كردن آن بهتر است؛ زيرا عطف به ضمير متّصل، بايد با ضمير منفصل تاكيد شود: مشيت أنا....
٣. عطف آن واجب و نصب آن ممتنع است: تقاتل النّمر و الفيل. و اين هنگامى است كه وقوع فعل نيازمند افراد متعدّد باشد و اين افراد در وقوع آن مشاركت حقيقى داشته باشند. اين مشاركت همواره با عطف محقّق مىشود.
٤. نصب آن واجب و عطف آن ممتنع است: مشى المسافر و الصّحراء. زيرا در نصب به سبب معيّت، معنا صحيح خواهد بود، ولى اگر «الصحراء» به سبب عطف به «المسافر» مرفوع شود، معنا چنين خواهد بود: مشت الصّحراء.
مفعوليّت
تأثيرى نحوى است كه از عمل فعل متعدّى يا مشتقات آن در كلام مفيد، حاصل مىشود و اسم معمولى را كه در جملۀ فعليه، فضله (غير ركن) است، نصب مىدهد. مفعوليّت، شامل مفعولهاى پنجگانه است؛ عامل چه ظاهر باشد: كتب التّلميذ رسالة، چه محذوف:
نحن الجنود نحمي العلم.
مَفْعىً
وزن قياسى اسم مكان و زمان فعل ثلاثى مجرّد مضارع معلوم است و لام الفعل آن «الف»، و وزن فعل آن «فعا يفعو» است: مغزى، مدنى؛ نيز شامل وزن «فعى يفعى» مىشود:
مرمى، موفىّ.
مِفْعِيل
وزن سماعى صيغۀ مبالغه از ثلاثى است:
معطير.
مَفِيل
وزن قياسى اسم مكان و زمان از ثلاثى مجرّد است؛ مضارع معلوم آن «فال يفيل» و عين الفعل آن «الف» است: مسير، مغيب.
مقادير
تمييز ذات، ابهام اسم مفرد مذكور در جمله را برطرف مىسازد و مميّز آن بر مقدار يا عدد دلالت مىكند. انواع مقدار:
١. مساحت: لى فرسخ أرضا.
٢. وزن: عندي رطلان عسلا.
٣. كيل: إشتريت مدّين قمحا.
^ اسمى كه پس از اسماء مقدار مىآيد، چهار صورت دارد: (١) منصوب، بنابر تمييز بودن: عندي رطل زيتا. (٢) مجرور به اضافه:
عندي رطل زيت. (٣) مجرور به «من»: عندي رطل من الزّيت. (٤) مرفوع، بنابر بدل بودن: