فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٠٢
جميلات. (٢) با «الف» در مثنّى: رجلان. (٣) با «واو»، در اسماء خمسه: أبو، و در جمع مذكّر سالم: مرسلون.
٣. اسم در اين موارد مرفوع است:
(١) فاعل: جاء التّلميذ. (٢) نايب فاعل: كتبت رسالة. (٣) مبتدا و خبر: الطّقس جميل. (٤) اسم «كان»، اسم «كاد»، اسم «ما»، خبر «إنّ»، و خبر «لا» ى نفى جنس: كان الطّقس جميلا. (٥) تابع اسم مرفوع: هذا ثوب ممزّق.
رفع فعل
هرگاه فعل مضارع از عوامل نصب و جزم و اسباب بناء، عارى باشد، مرفوع مىگردد. فعل مضارع با علائم زير مرفوع مىشود:
١. با ضمّهاى كه به سبب مجرّد بودن فعل از عوامل فوق، در آخر آن ظاهر مىشود: يفعل، تفعل، أفعل، نفعل.
٢. با ضمۀ مقدّر، چنانچه آخر فعل «الف» باشد و آشكار ساختن ضمّه ممكن نباشد:
يرى.
٣. با ضمّۀ مقدّر، چنانچه آخر فعل «واو» باشد و ظاهر ساختن ضمّه سنگين باشد: يدعو، يرمى.
٤. با ثبوت «نون» به جاى ضمّه، در صورتى كه مضارع از اين افعال پنجگانه باشد:
يفعلان، يفعلون، تفعلان، تفعلون، تفعلين.
رُوَيْدَكَ
١. اسم فعل منقول از مصدر و به معناى:
تمهّل است. مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد. فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است كه «انت» در تقدير است: رويدك زيدا.
٢. اگر بدون «كاف» باشد، مفعول مطلق براى فعل محذوف است: رويدا زيدا، و ما بعد آن، مفعول به يا نعت است: سار و سيرا رويدا: يا حال: جاؤوا رويدا.
رَيْثَ، رَيْثَما
ظرف زمان متصرّف است؛ يعنى به صورت ظرف و غير ظرف به كار مىرود.
١. اگر به فعل مبنى، اضافه شود، مبنى بر فتحه، مفعول فيه و محلاّ منصوب است. وقفت ريث أكمل عمله.
٢. اگر به فعل معرب، اضافه شود، معرب، مفعول فيه و منصوب است: اجلس ريث أعود.
٣. «ما» ى مصدرى به آن متّصل مىشود و يا پس از آن، «أن» مصدرى مىآيد: اجلس ريثما أعود، أو ريث أن أعود.