فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨٦
قام القوم الاّ زيدا. (٣) تمييز: عشرون رجلا.
٣. منصوبات، به سبب نواسخ: (١) خبر «كان»: كان البرد قارسا. (٢) خبر «ما»: ما الكسل محمودا. (٣) اسم «إنّ»: إنّ الطّائر طليق.
(٤) اسم «لا» ى نفى جنس: لا مصباح زيت مكسور.
٤. توابع، به سبب تابعيّت: (١) نعت: تبعت الطّريق الأقوم. (٢) تأكيد: بعت الفرس كلّه.
(٣) بدل: رأيت أخاك إيّاه. (٤) معطوف: إيّاك و الأسد. (٥) حكايت: «رأيت زيدا - من زيدا؟».
منعوت
نعت، تابعى است كه بر صفتى از صفات منعوت يا صفات متعلّق به منعوت دلالت مىكند: هذا ثوب ممزّق.
١. اگر منعوت معرفه باشد، مراد از نعت، توضيح منعوت است و اگر نكره باشد، مراد تخصيص آن است. نعت همچنين اين فايدهها را دربر دارد: تعميم، مدح، ذم، ترحّم، تأكيد، ابهام، تفصيل.
٢. حكم نعت اين است كه همواره در اعراب و تعريف و تنكير از منعوت پيروى كند:
جاء اللّبنانيّون الفاضلون.
مُنْفَعَل
وزن قياسى اسم مفعول و اسم مكان و زمان از «إنفعل» است: منحدر.
مُنْفَعِل
وزن قياسى اسم فاعل و صفت مشبّهه از «إنفعل» است: منحن.
مُنْفَصِل
ضميرى است كه از ديگر كلمات جدا نوشته مىشود:
١. در محلّ رفع: هو، هما، هم، هى، هما، هنّ، أنت، أنتما، أنتم، أنت، أنتما، أنتنّ، أنا، نحن.
٢. در محلّ نصب: إيّاه، إيّاهما، إيّاهم، إيّاها، إيّاهما، إيّاهنّ، إيّاك، إيّاكما، إيّاكم، إيّاك، إيّاكما، إيّاكنّ، إيّاى، إيّانا.
منفى
فعلى است كه حرف نفى بر سر آن درآمده است تا اسناد فاعل را انكار كند: ما هرب الجندىّ. حروف نفى عبارتاند از: لم، لمّا، لن، لا، ما.
منقوص
اسم مختوم به «ياء» لازم است كه حرف قبل از «ياء»، مكسور است: الوادى، القاضى، الرّاعى.
منقول
اسم فعل، منقول است از:
١. حرف جرّ: إليك عنّى به معناى ابتعد؛ عليك نفسك؛ يعنى تدبّرها.