فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٧
عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: اخلولق التّلميذ أن ينجح. خبر اين كلمه، فعل مضارع است، پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن بازمىگردد مرفوع مىكند؛ و واجب است فعل مضارع، همراه «أن» باشد.
٢. اگر به معناى اميد داشتن به وقوع فعل نباشد و به مصدر شكل گرفته از «أن» و فعل، اسناد داده شود، فعل تامّ است، و اين وجه، فصيحتر و مشهورتر است: اخلولق أن يعود الرّسول.
٣. افعال رجاء عبارتاند از: اخلولق، حرى، عسى؛ همۀ اين افعال جامدند.
أَخُو
اسم جنس و از اسماء خمسه است. اين اسمها، دو حرفىاند و حرف سوم آنها حذف شده است: أب، أخ، حم، فو، ذو. هريك از اسماء خمسه:
١. به جاى ضمّه، با «واو»، مرفوع مىگردد:
جاء أخوك.
٢. به جاى فتحه با «ألف»، منصوب مىگردد: رأيت أخاك.
٣. به جاى كسره، با «ياء»، مجرور مىگردد:
مررت بأخيك.
البته، اين در صورتى است كه به حرفى غير از «ياء» متكلّم، اضافه شود، وگرنه با حركات، اعراب مىپذيرد: هذا أخى.
أَخوات أَرى
فعلهاى سه مفعولىاند كه پس از به دست آوردن فاعل و مفعول نخست خود، بر سر جملۀ اسميه درمىآيند، در اين هنگام، مبتدا و خبر را با هم، به عنوان مفعول دوم و سوم خود، منصوب مىسازند: أرى العالم النّاس السّفر سهلا. تعداد آنها هفت فعل است:
أخبر، أرى، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ.
أَخَوات إلاّ
ادوات استثناء، اسم پس از خود را از حكم ما قبل خود خارج مىكنند. تعداد آنها شش كلمه است: إلاّ، حاشا، خلا، سوى، عدا، غير. اين واژگان نيز به ادوات استثنا مىپيوندند: بيد، لا سيّما، لا يكون، ليس.
أَخَوات إنَّ
حروف معانى، مشبّهة بالفعل و از خانوادۀ نواسخاند، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند، مبتدا را، به عنوان اسم خود، منصوب مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازند.
تعداد آنها پنج كلمه است: إنّ براى تأكيد، كأنّ براى تشبيه، لكنّ براى استدراك، ليت براى آرزو كردن و لعلّ براى اميدوارى.
أَخَوات ظَنَّ
افعال قلوب، متعدّى و دو مفعولىاند، پس از به دست آوردن فاعل، بر سر جملۀ اسميّه