فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦٧
معدود
اسمى است كه پس از عدد اصلى و پيش از عدد ترتيبى مىآيد و بر كمّيت مقصود از عدد دلالت دارد.
١. حكم معدود پس از عدد اصلى: (١) با عدد مفرد، مضاف اليه است: ثلاثة رجال. (٢) با عدد مركّب، عقود و معطوف، بنابر تمييز بودن، منصوب است: ثلاثة عشر رجلا؛ عشرون فتاة؛ مررت بثلاث و عشرين قرية.
٢. معدود پيش از عدد ترتيبى، برحسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىگيرد:
وصلت الرّسالة الثالثة، رأيت المعرض الرّابع عشر، مررت بالشّارع الخامس و العشرين.
معدول
اسم معربى است كه از صيغۀ اصلى خود تغيير يافته و غير منصرف است. اسم معدول دو نوع است:
١. معدول تقديرى؛ خروج آن از اصل، فرضى و تقديرى است و فقط در پانزده اسم علم است. اين اسمها بر وزن «فعل» مىآيند و غير منصرفاند، و علم بودن تنها دليل غير منصرف بودن آنهاست. نحويان مىگويند: اينها منقول يا معدول از صيغۀ فاعلاند؛ زيرا وزن «فعل» براى تغيير از صيغۀ فاعل است: بلع، ثعل، جحى، جثم، جمح، دلف، زحل، زفر، عصم، عمر، قثم، قزح، مضر، هبل، هدل.
٢. معدول حقيقى؛ خروج آن از اصل، حقيقى است و دليلى بر آن وجود دارد: أحاد، أخر، جمع، سحر، أمس، مربع.
٣. معدول، در عدد بر وزن «فعال» و «مفعل»، قياسى است: أحاد و موحد، ثناء و مثنى، ثلاث و مثلث تا عشار و معشر. مىگوييم:
جاء القوم رباع و مربع و ذهبوا خماس و مخمس.
معرب
لفظى است كه آخر آن با تغيير موقعيّت در جمله و با تغيير عامل، تغيير كند و شامل اين موارد است:
١. اسم معربى كه رفع، نصب و جرّ مىپذيرد: غائب، غائبا، غائب.
٢. فعل معربى كه رفع، نصب و جزم مىپذيرد: يغيب، لن يغيب، لم يغب. فقط فعل مضارع، معرب است.
معرفه
اسمى است كه بر امرى معيّن، دلالت مىكند. اسمهاى معرفه عبارتاند از:
١. اسمهاى معرب: (١) اسم علم:
إبراهيم. (٢) معرفه به «أل»: الجيش.
(٣) مضاف به معرفه: عيد الجيش.
٢. اسمهاى مبنى: (١) ضمير: هي.
(٢) اسم اشاره: هذا. (٣) اسم موصول: الّذي.
(٤) نكرۀ مقصوده به ندا: يا بطل.
٣. نكره با «أل» تعريف، معرفه مىشود:
ديك، الدّيك، و با اضافه شدن به معرفه نيز، معرفه