فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٣٧
متفاوت تشكيل مىشود و وزن ندارد: أجل، سوف، نعم.
ثلاثى مجرّد
حروف اصلى فعل ثلاثى مجرّد از سه حرف تشكيل شده است. براى شناخت وزنهاى آن بايد به فرهنگهاى لغت مراجعه كرد. نحويان براى حركت عين الفعل ماضى و مضارع آن، علائم ضبط خاص وضع كردهاند كه در اين بيت آمده است:
فتح ضمّ، فتح كسر، فتحتانضمّ ضمّ، كسر فتح، كسرتان.
وزنهاى ثلاثى مجرّد عبارتاند از:
١. فعل يفعل: كتب يكتب.
٢. فعل يفعل: جلس يجلس.
٣. فعل يفعل: فتح يفتح.
٤. فعل يفعل: كبر يكبر.
٥. فعل يفعل: غضب يغضب.
٦. فعل يفعل: وثق يثق.
ثلاثى مزيد
فعل ثلاثى مزيد آن است كه يك، دو يا سه حرف بر حروف اصلى آن افزوده شود.
وزنهاى آن عبارت است از:
١. فعّل، يفعّل: فصّل، يفصّل.
٢. فاعل، يفاعل: خاصم، يخاصم.
٣. أفعل، يفعل: أكرم، يكرم.
٤. تفعّل، يتفعّل: تكرّم، يتكرّم.
٥. تفاعل، يتفاعل: تباعد، يتباعد.
٦. إنفعل، ينفعل: إنكسر، ينكسر.
٧. إفتعل، يفتعل: إفتخر، يفتخر.
٨. إفعلّ، يفعلّ: إحمرّ، يحمرّ.
٩. إستفعل، يستفعل: إستخرج، يستخرج.
١٠. إفعوعل، يفعوعل: إعشوشب، يعشوشب.
كاربرد فعل در بيشتر اين وزنها سماعى است، نه قياسى. لازم نيست كه هر فعل مجرّدى به باب مزيد نيز رفته باشد و لازم نيست كه هر فعلى كه به باب مزيد رفته است، مجرّد آن نيز به كار رفته باشد. گاهى فعل مجرّد هيچ كاربردى ندارد و تنها مزيد آن به كار مىرود: أحبّ به معناى حبّ. فعل «حبّ» بسيار نادر به كار مىرود.
ثُمَّ، ثُمَّتَ
حرف معنا و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد، و حرف عطفى است كه بيان كنندۀ ترتيب و تأخير است: جاء زيد ثمّ خالد.
گاهى به آن «تاء» تأنيث مفتوح مىپيوندد و در اين صورت، مخصوص عطف جملههاست:
جاء ثمّت رحل.
ثَمَّ، ثَمَّتَ، ثَمَّةَ
١. ظرف مكان، مبنى و متصرف (يعنى هم ظرف و هم غير ظرف) است: ثمّ أعمال كثيرة، مبنىّ بر فتحه و محلاّ منصوب و مفعول فيه