فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٤
فعل ذمّ
دو فعل بئس و ساء براى انشاء ذمّ بر سبيل مبالغه وضع شدهاند و ضمير مستترى را وجوبا مرفوع مىسازند كه اسم نكرۀ منصوب، بنابر تمييز بودن، آن ضمير را تفسير مىكند: بئس رجلا زيد.
١. فعل ذمّ، جامد است و فقط به صورت ماضى به كار مىرود و مضارع، امر و مشتق ندارد.
٢. با فاعل ظاهر خود، همواره مانند فعل است، و اگر فاعل مؤنّث باشد، جايز است «تاء» تأنيث به آن اضافه شود: ساءت امرأة هند.
فعل رباعى
وزنهاى فعل چهار دستهاند: ثلاثى مجرّد، ثلاثى مزيد، رباعى مجرّد، رباعى مزيد.
١. فعل رباعى مجرّد يك وزن دارد: فعلل.
٢. اوزان رباعى مزيد عبارتاند از: تفعلل، تفعول، تفوعل، تفعيل، افعنلل، افعللّ.
٣. اين وزنها در هر فعلى نمىآيد و كاربرد آن، سماعى است. موارد كاربرد آن اوزان، در فرهنگهاى زبان عربى آمده است.
فعل رجاء
«اخوات كاد» افعال ناقصهاند و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند: عسى الولد أن يذهب.
«اخوات كاد» سه دستهاند:
١. افعال مقاربه: أوشك، كرب، كاد.
٢. افعال رجاء: اخلولق، حرى، عسى.
٣. افعال شروع: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ.
٤. همۀ افعال رجاء، در صيغۀ ماضى جامدند. آنچه از آنها مشتق شود، از افعال ناقصه به شمار نمىآيد؛ بلكه مانند ساير فعلهاى لازم و متعدّى، تامّ است.
فعل رجحان
افعال قلوب پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكنند: ظننت المدينة قريبة. به اين افعال، «اخوات ظنّ» نيز مىگويند و به سه دسته تقسيم مىشوند:
١. افعالى كه براى افادۀ رجحان به كار مىروند: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب.
٢. افعالى كه براى افادۀ يقين به كار مىروند:
ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد.
٣. افعالى كه براى افادۀ تحويل و دگرگونى به كار مىروند: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب.
٤. همۀ افعال رجحان متصرّفاند، به جز «هب» كه فعل جامد به صيغۀ امر است: هب الأيّام مسالمة.