فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠٤
علامت عبارت است از:
١. «الف» در حالت رفع: رجل، رجلان.
٢. «ياء»، در دو حالت نصب و جرّ: رجل، رجلين.
تِجاهَ
اسمى همواره مضاف، ظرف مكان و ملحق؟؟؟ به جهتهاى ششگانه است:
١. هرگاه مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: وقفت تجاه المدرسة؛ يا هرگاه در لفظ و معنا از اضافه منقطع شود: وقفت تجاها.
٢. هرگاه لفظا، و نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: وقفت تجاه.
تجرُّد
عامل معنوى است كه در اعراب كلمه، در حالت رفع، تأثير مىگذارد و در صورت نبودن عامل لفظى، با عقل درك مىشود؛ مثل ابتداء (مبتدا بودن). كه دو معمولى به سبب تجرّدشان مرفوع مىشوند عبارتاند از:
١. فعل مضارع مرفوع، به سبب تجرّد از عوامل نصب و جزم و آنچه موجب بناء فعل مىشود: ينزل المطر.
٢. مبتداى مرفوع - به ابتدائيت - به سبب تجرّد از عوامل لفظى: العلم مفيد.
تَحْتَ
اسمى است همواره مضاف، ظرف مكان و از جهتهاى ششگانه است:
١. هرگاه مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: وقفت تحت الشجرة؛ يا هرگاه در لفظ و معنا از اضافه منقطع شود: وقفت تحتا.
٢. هرگاه لفظا، و نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: جلست من تحت.
تحذير
هشدار دادن به مخاطب در مورد كارى ناپسند است، تا از آن پرهيز كند: ايّاك اليأس؛ هر دو كلمه، مفعول به فعل محذوفى است كه تقدير آن أحذّر يا إحذر است.
١. روش تحذير، سه امر را دربر دارد:
(١) محذّر؛ گويندهاى است كه به ديگرى هشدار مىدهد. (٢) محذّر؛ كسى است كه به او هشدار داده مىشود. (٣) محذّر منه؛ امر ناپسند و ناخوشايند است.
٢. تحذير يا با لفظ «ايّاك» و فروع آن است، يا با الفاظى غير از آن.
٣. مىتوان محذّر منه را با «من» مجرور نمود: ايّاك من الكذب. هرگاه «ايّاك» بر سر فعلى درآيد، بايد پس از آن، «من» در تقدير گرفته شود و فعل به همراه «أن» آورده شود: ايّاك - من - أن تكذب.
٤. هرگاه محذّر منه، تكرار يا چيزى بر آن