فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٨٤
جملهاى كه با «إنّ» يا «لكنّ» آغاز مىشود، اگر پس از خبر قرار گيرد رفع و نصب آن جايز است: إنّ زيدا قائم و سمير - و سميرا.
أَنَّى
ظرف زمان و مكان غير متصرّف است؛ يعنى فقط به عنوان ظرف به كار برده مىشود، مبنى بر سكون و بنابر مفعول فيه بودن، محلاّ منصوب است و به دو صورت مىآيد:
١. اسم استفهام، كه به وسيلۀ آن از مكان پرسش مىشود: أنّى لك هذا؟
٢. اسم شرط، كه دو فعل مضارع را مجزوم مىكند: أنّى تجلس أجلس.
أوْ
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد؛ عطف و يا حرف نصب فرعى است؛ در حالى كه به اين معانى نيز مىآيد:
١. حرف استثناء: يعاقب المذنب أو تظهر براءته.
٢. حرف اضراب: لا يخرج زيد أو لا يخرج خالد. و بهتر است كه پيش از آن، نفى يا نهى بيايد و عامل تكرار شود.
٣. حرف تخيير: اشرب لبنا أو عسلا.
٤. حرف تفصيل: الكلمة اسم أو فعل أو حرف.
٥. حرف ظرف به معناى الى أن: لأقتلنّه أو يصدق.
٦. حرف عطف: أقمنا يومين أو ثلاثة أيّام.
أوْشَكَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است كه معناى نزديكى وقوع خبر را مىرساند و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: أوشك الولد أن يذهب. خبر آن، فعل مضارعى است كه پس از آن مىآيد و غالبا همراه با «أن» است و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع مىكند. از «أوشك» فعل مضارع: يوشك و اسم فاعل:
موشك ساخته مىشود.
٢. اگر به معناى نزديكى وقوع خبر به كار نرود و به مصدرى كه از «أن» و فعل ساخته شده است اسناد داده شود (بنابر وجه فصيح و مشهور) فعل تامّ است: أوشك أن يعود الرّسول.
٣. افعال مقاربه عبارتاند از: أوشك، كرب، كاد.
أوّل
در اصل، اسم منصرف است، و هرگاه براى وصف به كار برده شود غير منصرف است:
١. اسمى است كه همواره اضافه مىشود و هر اسمى پس از آن، مجرور است: أوّل النّاس.
٢. ظرف زمان منصوب و تابع احكام جهتهاى ششگانه است: قف أوّل، قف أوّل.
٣. هرگاه تنوين نصب بگيرد، حال است: