فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢١٩
رنگ، عيب يا زينت، بر وزن «أفعل» نباشد، صفت تفضيلى آن مىتواند بر وزن «أفعل» بيايد: هذا أقبح من ذاك و أشنع منه؛ زيرا صفت مطلق آن دو: قبيح و شنيع است.
٢. افعل تفضيل، گاهى و به ندرت، از غير ثلاثى نيز بر وزن «أفعل» ساخته مىشود:
أعطى، أولى، أشهر.
٣. گاهى، و به ندرت، از فعل مجهول نيز ساخته مىشود: أحمد از حمد؛ أخضر از اختضر.
همچنين، به ندرت، آمده است: عنى أعنى، زهى أزهى، جنّ أجنّ.
٤. همچنين، به ندرت، آمده است: خير، كه اصل آن أخير، و شرّ كه اصل آن أشرّ است.
همزۀ آنها به سبب كثرت استعمال ساقط شده است.
شَواذّ تمييز عدد
تمييز عدد منصوب، همواره مفرد است و هرگاه مجرور باشد، جمع است. اين كلمات، شاذّ و نادر است: ثلاثمائة و تسعمئة؛ و نيز آنچه ميان اين دو كلمه است. قياس در اينگونه كلمات چنين است: ثلاث مئات.
شواذّ صيغۀ مبالغه
«تاء» ملحق به برخى از اوزان مبالغه، «تاء» تأنيث نيست؛ بلكه براى مبالغه است: فعلة، فعّالة، فاعلة، فعولة، مفعالة. «تاء» در اين مثالهاى نادر، «تاء» تأنيث است: مسكينة، ميقانة.
شواذّ مذكّر و مؤنّث
١. صفت بر وزن «فعلان»، بر وزن «فعلى» مؤنّث مىشود: سكران، سكرى. چهارده كلمه از اين قاعده استثنا شده است: أليان، حبلان، خمصان، دخنان، سخنان، سبغان، صحيان، صوجان، علاّن، خشوان، مصّان، موتان، ندمان، نصران؛ تمام اين كلمات، با «تاء» مؤنّث مىشوند.
٢. برخى از صفات، در مذكّر و مؤنّث، با يك لفظ مىآيد: (١) «مفعال»: رجل مفضال و امرأة مفضال؛ كه مورد نادر آن: ميقان و ميقانة است. (٢) «مفعيل»: معطير؛ كه مورد نادر آن:
مسكين و مسكينة است. (٣) «فعول» به معناى فاعل: صبور؛ كه مورد نادر آن: عدوّ و عدوّة است.
شواذّ مصدر ميمى
مصدرهاى ميمى خلاف قاعده كه برآمده از ثلاثىاند عبارتاند از:
١. مصدر ساخته شده از فعل صحيحى كه عين الفعل مضارع آن مضموم است: مرفق، مطلع.
٢. مصدر ساخته شده از فعل صحيحى كه عين الفعل مضارع آن مكسور است: مرجع، معذرة، مغفرة، معرفة.
٣. مصدر ساخته شده از معتلّ اللاّم:
معصية، محمية، مرزئة، مأوية.
٤. مصدر ساخته شده از معتلّ العين: مبيت، مجىء، مزيد، مسيرة، مسيل، مشيب، مصير، مغيب، مقيل.