فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٨
فعل ماضى - صيغه
فعل داراى سه صيغه است: ماضى، مضارع، امر. فعل ماضى، صيغهاى است كه بر حالت يا انجام كار در زمان گذشته دلالت كند: أكل، ذهب.
١. بناء فعل ماضى، همواره اينگونه است:
(١) مبنى بر فتحه، در صرف آن با «هو، هما، هى»: فعل، فعلا، فعلت؛ فتحه، علامت اصلى بناء است. (٢) مبنى بر ضمّه به جاى فتحه، در صرف آن با «هم»: فعلوا. (٣). مبنى بر سكون به جاى فتحه، در صرف آن با «هنّ، أنت، أنتما، أنتم، أنت، أنتنّ، أنا، نحن»: فعلن...
٢. آمدن «تاء» در آخر فعل، علامت ماضى است: (١) «تاء» تأنيث ساكن: فعلت. (٢) «تاء» متحرك فاعليّت: فعلت.
فعل مؤكَّد
فعل دو قسم است: مؤكّد و غير مؤكّد. به فعل مؤكّد، «نون» تأكيد ثقيله يا خفيفه اضافه مىشود: هل تذهبنّ؟ ولى به فعل غير مؤكّد «نون» تأكيد اضافه نمىشود: هل تذهب؟
١. هدف از الحاق «نون» تأكيد به فعل، نشان دادن تصميم راسخ گوينده بر انجام كار است.
تأكيد با «نون» ثقيله، شديدتر از تأكيد با «نون» خفيفه است. اين دو «نون»، گاهى علاوه بر تأكيد، شمول و عموم را نيز مىرسانند: يا قومنا احذرن.
٢. نون تأكيد: (١) هرگز به فعل ماضى اضافه نمىشود. (٢) به فعل امر، بدون هيچ شرطى اضافه مىشود. (٣) به فعل مضارع اضافه مىشود؛ به شرط اينكه پيش از فعل چيزى بيايد كه به آن معناى استقبال بدهد.
٣. شروط معناى استقبال در فعل مضارع:
(١) استفهام: هل تكتبنّ؟ (٢) ترجّى: لعلّك ترضينّ. (٣) عرض؛ يعنى طلب كردن با نرمى:
ألا تنزلنّ عندنا. (٤) تحضيض؛ يعنى طلب كردن با شدّت: هلاّ ترجعنّ عن عزمك. (٥) نهى:
لا تكذبنّ. (٦) تمنّى: ليتك تفوزنّ. (٧) قسم:
لأحفظنّ عهدك.
فعل مبنى
فعل دو قسم است: مبنى و معرب. علامت آخر فعل مبنى، همواره حركت يا سكون - و يا جانشين اين دو - است. ماضى و امر فعل مبنى، همواره صرف مىشود، ولى مضارع آن، در صورت اتّصال به «نون» تأنيث يا تأكيد، صرف مىشود: فعل، افعل، يفعلن، يفعلنّ.
١. در صيغۀ ماضى، علامت آن فتحه: فعل، يا ضمّه: فعلوا، و يا سكون است: فعلت.
٢. در صيغۀ مضارع، علامت آن فتحه:
يفعلنّ، يا سكون است: يفعلن.
٣. در صيغۀ امر، علامت آن سكون است:
افعل؛ در افعال پنجگانه، حذف «نون»: افعلوا، و در افعال معتلّ الاخر، حذف حرف علّه، جانشين آن مىشود: أعط. اگر فعل امر «نون» تأكيد - خفيفه يا ثقيله - داشته باشد، علامت آخر آن فتحه است: افعلن.