فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠٦
تَخِذَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب و بيانگر معناى گردانيدن و تغيير است. پس از آنكه فاعل مىگيرد، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر آن را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: تخذ زيد سميرا صديقا.
٢. هرگاه در معناى گردانيدن و تغيير به كار نرود، به يك مفعول، متعدّى مىشود: تخذ زيد علما.
٣. افعال تحويل عبارتاند از: اتخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب. اين افعال «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
تخيير
يكى از معانى دو حرف: إمّا و أو است، و براى برتر شمردن چيزى و تحضيض آن و مقدّم ساختن آن بر غير به كار برده مىشود:
اختر إمّا الجدّ و إمّا الكسل. تزوّج هندا أو أختها.
جمع كردن معطوف و معطوف عليه، جايز نيست.
تذكير
عبارت است از حذف علامت تأنيث از مؤنّث لفظى يا فعل، براى مذكّر نمودن آن. اين علامتها عبارتاند از:
١. «تاء» مربوطه: أميرة، أمير.
٢. «تاء» كشيده در فعل: ذهبت، ذهب.
٣. «الف» مقصوره: كبرى، أكبر.
٤. «الف» ممدوده: سوداء، أسود.
تذكير فعل با فاعل
تذكير فعل در اين موارد، واجب است:
١. هرگاه فاعل، مذكّر باشد: ذهب الوالدان.
٢. هرگاه فاعل، اسم علم مذكّرى باشد كه داراى علامت تأنيث است: ذهب طلحة.
٣. هرگاه فاعل، مؤنّث معنوى محصور به «الاّ» يا «غير» يا «سوى» باشد: ما قام إلاّ هند.
ترتيب ابجدى
مجموعه حروف ابجدى است كه براى حساب جمّل گردآورى شدهاند. تعداد آنها ٢٨ حرف است. نخستين لفظ اين مجموعه:
أبجد است و پس از آن: هوّز، حطّى، كلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ مىآيند.
ترتيب هجائي
مجموعه حروف الفباست كه با همزه آغاز مىشود و به «ياء» پايان مىپذيرد و تعداد آنها ٢٩ حرف است: ء، ب، ت، ث، ج، ح، خ، د، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ك، ل، م، ن، ه، و، ا، ى.
ترجّى
يكى از معانى دو حرف: علّ و لعلّ است و براى دلالت بر منتظر چيزى بودن همراه با