فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٢٥
همزۀ مُنَوَّن
همزهاى است كه در آخر كلمه، با دو فتحه تنوين مىگيرد و متجانس با حركت حرف ما قبل خود نوشته مىشود:
١. ما قبل آن «ياء»: بريئا، شيئا.
٢. ما قبل آن «الف»: سماء، أصدقاء.
٣. ما قبل آن كسره، ضمّه، فتحه، سكون:
مستهزئا، لؤلؤا، نبأ، جزءا.
همزۀ وصل
وصل بر سقوط لفظى همزه، دلالت مىكند. همزۀ وصل در ابتداى كلام، تلفّظ مىشود، ولى در وسط كلام، ساقط مىشود: يا رجل اجلس. حركت همزۀ وصل چنين است:
١. ضمّه: (١) در ماضى مجهول خماسى و سداسى (شش حرفى): احتمل؛ فعل اجوف وزن «إفتعل» و «إنفعل» استثنا شده است. (٢) در امر ثلاثى كه عين الفعل آن مضموم باشد: أقتل.
٢. فتحه: (١) در «أل» تعريف. (٢) در «أيم»، و «أيمن».
٣. كسره: (١) در ماضى مجهول فعل اجوف وزن «إفتعل» و «إنفعل»: اقتيد، انقيد.
(٢) در ماضى معلوم خماسى و سداسى:
إنزوى، إستخرج. (٣) در امر ثلاثى كه عين الفعل آن مضموم نباشد: افعل؛ و در خماسى و سداسى: إنزو، استخرج. (٤) در مصدر خماسى و سداسى: إنزواء، إستخراج.
(٥) در اسمهاى دهگانه به جز؛ «أيم» و «أيمن»:
إبن.
همزۀ وصل سماعى
١. همزۀ وصل در اين ده اسم، سماعى است: إبن، أبنم، إبنة، إست، إسم، أمرؤ، امرأة، إثنتان، إثنان، أيم، و أيمن.
همزه در مفرد و تثنيۀ هفت اسم نخست، همزۀ وصل است، ولى در جمع آنها همزۀ قطع است.
٢. همزۀ وصل در «أل تعريف» نيز سماعى است.
هُنَّ
ضمير بارز منفصل و مختص جمع مؤنّث غايب، مبنى بر سكون و محلاّ مرفوع است.
١. مبتدا: هنّ الجميلات.
٢. فاعل يا نايب فاعل پس از «الاّ» و نفى: ما نجح إلاّ هنّ.
٣. تابع فاعلى كه ضمير متّصل است: نجحن هنّ.
هُنا
اسم اشاره، براى مكان نزديك، مبنى بر سكون، مفعول فيه و محلاّ منصوب است:
نجلس هنا.
هُناكَ
اسم اشاره براى مكان متوسّط، مبنى بر