فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٧٨
پديد آوردن كارى در آينده: اذهب إلى المدرسة.
٢. «لام» امر، حرف جزمى است كه بر سر فعل مضارع درمىآيد تا معناى آن را به آينده منحصر كند: لتكن مسؤولا.
٣. گاهى اسم فعل به معناى امر مىآيد:
هلمّ، به معناى أسرع.
٤. مصدر مىتواند جانشين فعل امر شود:
صبرا للمكاره.
أمَرَ
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست:
كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از فعلها نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى مفعول دوم آنها مىتوان جار و مجرور نهاد:
تأمرون الناس خيرا - بالخير.
٢. اين فعلها عبارتاند از: اختار، استغفر، أمر، دعا، زوّج، سمّى، صدق، كنّى، كال.
أمْسِ
١. ظرف زمان، مبنى و متصرف است: جئت أمس. هرگاه بدون «أل» باشد، يا مضاف واقع نشود و بر معناى ديروز دلالت كند مبنىّ بر كسره است: جئت أمس.
٢. ظرف زمان مبهم و معرب است: جئت أمسأ؛ البته، اين در صورتى است كه بدون «أل»، باشد، يا مضاف واقع نشود و بر معناى روزهاى گذشته دلالت كند.
٣. هرگاه بر آن «أل» درآيد، يا مضاف واقع شود و بر معناى روزهاى گذشته دلالت كند، اسم معرب است و اعراب آن بر حسب موقعيتش در جمله است: مضى الأمس.
٤. هرگاه بدون «أل» باشد و مضاف نباشد. و بر معناى ديروز دلالت كند، اسم مبنىّ بر كسره مىباشد، كه اعراب محلّى آن بر حسب موقعيتش در جمله است: مضى أمس.
٥. نحويان در مورد اعراب «أمس» اختلاف نظر دارند. برخى از آنان «أمس» را غير منصرف شمردهاند: ذهب أمس بما فيه. علت غير منصرف بودن آن، اين است كه معرفه و معدول از «الأمس» است.
أمْسى
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كان» است، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: أمسى الجوّ باردا. اين فعل به صورت كامل صرف مىشود.
٢. اگر به معناى صيرورت نباشد، فعل تامّ است: أمسى زيد فسهر.
٣. اخوات متصرّف «كان» عبارتاند از:
أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ، كان.
أمكنيّة
اصالت كلمه در مناسبت با نشانههاى اسميّت است. اعراب و تنوين؛ يعنى تغيير