فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٣١
تنوين عوض
«نون» زايد ساكنى است كه تلفّظ مىشود، ولى نوشته نمىشود، و به اسم معرب و مبنى مىپيوندد و در اين موارد مىآيد:
١. عوض از جمله، فقط به «اذ» ظرفى مىپيوندد: قمنا و حينئذ سافرنا؛ يعنى حين قمنا.
٢. عوض از كلمه، و اين در «كلّ»، «أىّ» و «بعض» است: كلّ يندم.
٣. عوض از حرف، در منقوص غير منصرف است: جوار؛ عوض از «ياء» محذوف.
تنوين غالى
«نون» زايد ساكنى است كه تلفّظ مىشود، ولى نوشته نمىشود و به آخر قافيههاى مقيّد مىپيوندد: و قاتم الأعماق خاوي المخترقن.
هدف از اين تنوين، فرق نهادن ميان وقف و وصل است و بدان جهت، غالى ناميده شده كه از حدّ وزن تجاوز نموده است.
تنوين مقابلة
«نون» زايد ساكنى است كه تلفّظ مىشود، ولى نوشته نمىشود و به جمع مؤنّث سالم مىپيوندد: مؤمنات و در مقابل «نون» جمع مذكّر سالم است: مؤمنون.
تنوين مقصور و منقوص
١. هرگاه اسم مقصور، تنوين بگيرد، «الف» آن در تلفّظ حذف مىشود، ولى در نوشتار حذف نمىشود: هذا فتى يسير على هدى.
٢. هرگاه اسم منقوص، تنوين بگيرد، «ياء» آن، در حالت رفع و جرّ حذف مىشود و در حالت نصب باقى مىماند: أنت هاد لكلّ عاص و إن كان عاتيا.
توابع
الفاظى هستند كه در كلام از غير خود پيروى مىكنند و معناى آن را آشكار مىسازند و در حالتهاى خاصى، مانند اعراب و تعريف و افراد و تذكير و فروع آنها، وابسته به آناند.
١. اسم پيشين، متبوع و اسم بعدى، تابع ناميده مىشوند.
٢. تابع همواره در اعراب از متبوع پيروى مىكند. هرگاه اعراب متبوع رفع يا نصب يا جرّ يا جزم باشد، واجب است كه تابع در اين امر از آن پيروى كند.
٣. همانگونه كه لازم است تابع و متبوع در نوع اعراب متّحد باشند، لازم است در سبب اعراب مختلف باشند. سبب اعراب در اوّلى ممكن است چنين باشد: فاعليت، مفعوليت، ابتدائيت، خبر، جرّ يا جزم، ولى سبب اعراب در دومى يكى و آن تبعيّت است.
٤. توابع عبارتاند از: (١) نعت: هذا ثوب ممزّق. (٢) تأكيد: الشمس الشمس أمّ الأرض.
(٣) بدل: جاء خالد أخوك. (٤) معطوف: قرأت الدّرس و كتبته. (٥) حكايت: قال الراوي: «رأيت