فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٤٩
جملۀ ظرفيّه
جملۀ ظرفيّه به دو جملۀ فعليّه و اسميّه ملحق مىشود، و با ظرف و مضاف اليه يا حرف جرّ و مجرور آن آغاز مىشود؛ زيرا متعلّق آنها حذف شده است، و اين امر هنگامى است كه معناى مورد نظر را برسانند:
إلى قلعة بعلبكّ (ذاهبون). عند غروب الشّمس (نأكل). جملۀ ظرفيّه، شبه جمله نيز ناميده مىشود.
جملۀ فعليّه
واحدى اسنادى است كه اصالتا با فعل تام آغاز مىشود و اركان آن، فعل، يعنى مسند، و فاعل يا نايب فاعل، يعنى مسند اليه است: جاء الولد. هرگاه مسند، فعل معلوم باشد، مسند اليه، فاعل است: ضرب الولد رفيقه، و هرگاه مسند، فعل مجهول باشد، مسند اليه، نايب فاعل است: ضرب الولد.
جملۀ كبرى
جملهاى است كه خبر آن، جمله است:
سمير أخوه مؤمن. جملۀ «أخوه مؤمن»، خبر مبتدا (سمير) است و همچنين: سمير مؤمن أخوه.
جملۀ كبرى و صغرى
جملهاى است كه خبر آن، جمله است و خود آن جمله، خبر واقع شده است: العلم صاحبه مقامه جليل، كه «صاحبه»، مبتداى دوم و «مقامه»، مبتداى سوم است.
جملۀ مثبَت
جمله فعليّه يا اسميّهاى است كه در آن نسبت مسند به مسند اليه ثابت مىشود.
١. ثبوت فعل به فاعل در جملۀ فعليّه: هرب الجنديّ.
٢. ثبوت نسبت خبر به مبتدا در جملۀ اسميّه: في الدّار رجل.
جملۀ معترضه
جملهاى است كه محلّى از اعراب ندارد و ميان دو شيء متلازم، مانند فعل و فاعل آن، و مبتدا و خبر آن و شرط و جواب آن و...، فاصله مىافكند: مولانا، رحمه اللّه، كان عادلا.
جملۀ مفسِّره
جملهاى است كه محلّى از اعراب ندارد و از حقيقت كلام پيش از خود پرده برمىدارد:
أشرت اليه أن ارحل. اين جمله در بيشتر موارد، همراه با «أن» يا «أي» است.
جملۀ منفى
جمله فعليّه يا اسميّهاى است كه در آن نسبت مسند به مسند اليه ثابت نمىشود.
١. نفى كردن حكم فعل از فاعل در جملۀ