فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٧٦
١. «أل»: جاء الضّارب اخاه.
٢. «ما»: وجدت ما أحبّ.
حرف مُهْمَل
حروف مهمل، حروف بدون نقطه است.
تعداد آن چهارده حرف است: ء، ح، د، ر، س، ص، ط، ع، ك، ل، م، ه، و، ا.
حرف ناسخ
حرف معناست، بر جملۀ اسميّه در مىآيد و اعراب دو ركن آن را تغيير مىدهد. حروف ناسخ عبارتاند از:
١. «إنّ» و اخوات آن، حروف مشبهة بالفعل؛ كه مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مىسازند: إنّ الطّقس جميل. كأنّ زيدا أسد. لكنّ لبنان عزيز. ليت الشّباب عائد. لعلّ المسافر قادم.
٢. «لا» ى نفى جنس نيز مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مىسازد: لا رجل سوء محبوب.
٣. «ما» و اخوات آن، حروف نفى مشبّهه به «ليس»؛ كه مبتدا را مرفوع و خبر را منصوب مىسازند: إن أحد خيرا من أحد. لا كريم مكروها.
لات ساعة مندم. ما الكسل محمودا.
حرف نِدا
حرف معناست و براى فرا خواندن و آگاه كردن مخاطب به كار مىرود. حروف ندا هشت حرف است و تمام آنها جانشين فعل نداى:
أنادى مىشوند:
١. همزه: أفاطم مهلا بعض هذا التّدلّل...
٢. «آ»: آزيد.
٣. «آى»: آى صاعد الجبل.
٤. «أى»: أى ربّ.
٥. «أيا»: أيا طالب استمع.
٦. «هيا»: فقالت هيا ربّاه...
٧. «وا»: وا يوسف.
٨. «يا»: يا أيّها اللّبنانيّون.
حرف ندبه
حرف معناست و براى دعا و اظهار اندوه شديد به كار مىرود. حروف ندبه دو حرف است:
١. «واو»: وا أسفاه.
٢. «يا»: فآه، آه، يا مصطفاه.
حرف نصب
حرف معناست و در فعل يا اسم عمل مىكند و در انتهاى آن دو، اعراب فتحه يا چيزى كه جانشين آن مىشود ايجاد مىكند.
حروف نصب عبارتاند از:
١. حروفى كه مضارع را منصوب مىسازد:
(١) «أن»: أريد أن أتعلّم. (٢) «لن»: لن يجود البخيل. (٣) «إذن»: إذن تبلغ القصد. (٤) «كى» يا «لكى»: أدرس كى تنجح.
٢. حروف فرعى نصب، كه مضارع را به وسيلۀ «أن» تقديرى، منصوب مىسازد:
(١) «أو»: اضربه أو يطيع. (٢) «ثمّ»: مقاومتك