فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٢
فَعَلَتَا
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، غايب مؤنث مثنّى است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر فتحه است.
٣. فاعل آن، «الف» مثنّى است و «تاء» براى تأنيث است.
فعل تام
فعل با نسبت اسنادى، به فاعل خود مرتبط مىشود و از اين راه، معناى مقصود را كامل مىكند. فعل تامّ دو نوع است:
١. فعل لازم؛ حدوث آن در وجود فاعل استقرار مىيابد و براى اتمام معناى خود به رفع فاعل بسنده مىكند: مات القائد.
٢. فعل متعدّى؛ براى تكميل معناى خود از فاعل خود تجاوز مىكند و مفعول به را منصوب مىسازد: كتب التّلميذ رسالة.
فعل تحويل
افعال قلوب پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه در مىآيند و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكنند: جعل الأستاذ الدّرس سهلا. به اين افعال «اخوات ظنّ» نيز مىگويند و به سه قسم تقسيم مىشوند:
١. افعالى كه براى افادۀ رجحان به كار مىروند: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب.
٢. افعالى كه براى افادۀ يقين به كار مىروند:
ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد.
٣. افعالى كه براى افادۀ تحويل و دگرگونى به كار مىروند: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب: صيّرت الطّين خزفا.
٤. همۀ افعال تحويل متصرّفاند، به جز «وهب» كه به معناى «صيّر» است و لازم است به صورت ماضى بيايد: وهبت الآلات السّنابل حبّا. اين فعلها را افعال تحويل مىنامند؛ زيرا بر تحوّل و دگرگونى موصوف از شكلى به شكل ديگر دلالت مىكنند.
فَعَلْتُمْ
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، مخاطب مذكّر جمع است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.
٣. فاعل آن، «تاء» مضموم است و به «ميم» جمع مىپيوندد.
فَعَلْتُما
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، مخاطب، مذكّر يا مؤنّث مثنّى است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.