فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧٦
٢. به ندرت از ثلاثى مزيد مىآيد: دراك، بدار از أدرك و بادر.
٣. وزن صفتى است كه با ندا مىآيد و به معناى فاعل و براى سرزنش مؤنّث است: يا خباث، يا خداع.
فِعالٌ
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است، بر امتناع دلالت مىكند و فعل آن، ماضى مجرّد «فعل» است: إباء، نفار.
٢. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مزيد و فعل ماضى مزيد آن، «فاعل» است: جادل جدالا، ناضل نضالا.
٣. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: صراف، نكاح.
٤. وزن قياسى براى جمع مكسّر اسمها و مفرد آن، «فعل» يا «فعل» است:
نصل، نصال؛ جبل، جبال؛ و اگر وزن براى جمع مكسّر صفات باشد مفرد آن «فعيلة» است: كريمة، كرام.
فُعّالٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ مبالغۀ ثلاثى است: كبّار.
٢. وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفات، و «فاعل» مفرد آن است: جاهل، جهّال.
٣. وزن سماعى براى جمع كثرت و «فاعل» مفرد آن است: كاتب، كتّاب.
فَعّالٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ غير ثلاثى است: أدرك، درّاك.
٢. وزن اسم منسوبى است كه از «ياء» نسبت بىنياز است: صبّاغ، خيّاط.
فَعالِلٌ
وزن قياسى براى جمع مكسّر اسمها و مفرد آن، «فعلل» است: درهم، دراهم.
فُعالَة
وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: بغاية، خفارة.
فَعالَة
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» است: فصاحة.
عراقة.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: زهادة.
فَعّالَة
١. وزن سماعى براى صيغۀ مبالغۀ ثلاثى است: عالم علاّمة.
٢. وزن صفت است و مذكّر و مؤنّث آن به يك لفظ آمده است: علاّمة.
فِعالَة
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است، بر حرفه و شغل دلالت مىكند و فعل