فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣١٣
سكون است: مستهزئا، لؤلؤا، نبأ، جزءا.
كَثُرَما
فعل مكفوف است و از عمل رفع و غير رفع بازمانده است. «ما» ى زايد، آن را از طلب فاعل باز مىدارد: كثرما أمارس الرّياضة.
«كثر ما»، فعل جامد و صيغۀ ماضى است و پس از آن همواره فعل مىآيد.
كَثيراً
جانشين مفعول مطلق است: جاهدوا كثيرا؛ يعنى جاهدوا جهادا كثيرا. منصوب به فتحۀ ظاهر است.
كَذا
اسم كنايه و مبنى بر سكون است و با آن كنايه از عدد مبهم يا سخنى مىآيد: رأيت كذا تلميذا، و قال كذا.
١. در بيشتر موارد، به شيوۀ عطف، تكرار مىشود: قلت كذا و كذا.
اين كلمه از «كاف» تشبيه و اسم اشارۀ «ذا» تركيب شده، مبنى است و يك كلمه محسوب مىشود؛ و همينگونه است هنگامى كه بدون عطف تكرار شود: قلت كذا كذا.
٢. اعراب محلّى آن، بر حسب موقعيّتش در جمله، چنين است: (١) فاعل است: جاء كذا. (٢) مفعول به است: قلت كذا. (٣) مجرور است: مررت بكذا. تمييز آن، لفظا و محلاّ منصوب است: عندى كذا كتابا.
كَرَبَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، بر نزديكى وقوع خبر دلالت دارد و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: كرب اللّيل ينقضى. خبر آن، فعل مضارعى است كه كه پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع مىكند. «كرب»، غالبا بدون «أن» مىآيد: كربت الشّمس - أن - تغيب.
٢. اگر بر نزديكى وقوع خبر دلالت نكند، فعل تامّ است: كربه الأمر؛ يعنى شقّ عليه.
آنچه كه از فعل ماضى آن مشتق شود، از «اخوات كاد» به شمار نمىآيد.
٣. افعال مقاربه عبارتاند از: أوشك، كرب، كاد.
كَسا
فعل متعدّى دو مفعولى است كه اصل آن دو مبتدا و خبر نيست: كسا أخوك الفقير ثوبا.
اصل در دو اسم منصوب اين است كه اسمى كه به معناى فاعل است مقدّم شود. افعال متعدّى دو مفعولى كه بيشتر به كار مىروند عبارتاند از: أسكن، أطعم، أعطى، رزق، زوّد، سقى، كسا.