فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٦٩
حرف جزم
حرف معناست و در فعلى كه بدون فاصله پس از آن مىآيد عمل مىكند و آن را مجزوم مىسازد و آخر فعل را با سكون يا جانشين آن اعراب مىدهد. حروف جزم شش حرف و بر دو نوع است:
١. حروفى كه يك فعل را جزم مىدهند:
(١) «لم»: (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ). (٢) «لمّا»: خرج و لمّا يرجع. (٣) «لام» امر: فلتكن مشيئتك. (٤) «لا» ى نهى: لا تلعب بالنّار.
٢. حروفى كه دو فعل را جزم مىدهند:
(١) «إن»: إن تكسل تخسر. (٢) «إذما»: إذما تتعلّم تتقدّم.
حرف جواب
حرف معناست و براى پاسخ دادن به فراخواندن، سؤال، خطاب، نوشته و اعتراض به كار مىرود. حروف جواب، يازده حرف است:
١. «أجل»: أقام زيد؟ - أجل!
٢. «إذن»: إذن تنجح.
٣. «إذا»: إذا أنت ناجح.
٤. «إى»: إى و ربّ إنّه لحقّ.
٥. «بلى»: أ لست مشتاقا؟ - بلى!
٦. «جلل»: قلت جلل!
٧. «جير»: جير لأنتقمنّ.
٨. «فاء»: إن تأكل فلا تكثر.
٩. «لام»: لولاه لانهار البناء.
١٠. «لا»: أمسافر أنت؟ نعم!
حرف حَلْق
از حروف مبانى (الفبا) است و به سبب اينكه از حلق برمىآيد، حروف حلقى ناميده شده است. تعداد آن هفت حرف است: ء، ح، خ، ع، غ، ه، ا. ويژگى شش حرف اوّل اين است كه در عين يا لام الفعل هر فعلى كه بر وزن «فعل يفعل» باشد، مىآيد: ذهب يذهب، سأل يسأل.
حرف خطاب
حرف معناست و براى گرداندن سخن به سوى ديگرى براى افهام، به كار مىرود.
«كاف»، حرف خطاب است و در اين موارد به كار مىرود؛ اسم اشاره: ذلك؛ و برخى از اسماء افعال: رويدك؛ و با برخى از حروف نيز شنيده شده است: كلاّك؛ يعنى كلاّلك و مانند تعبير:
أرأيتك؛ يعنى أخبرنى.
حرف رِخْوَت
حرف مبنى است و هنگام ساكن نمودن آن، دامنۀ صدا گسترده مىشود: أخ. حروف رخوت ٢١ حرف است: ت، ث، ج، ح، خ، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ظ، ع، غ، ف، ل، م، ه، و، ا، ى. در زبان عربى كلماتى هست كه برخى از حروف آنها مشترك، و برخى ديگر، متفاوت است. مثل كسوف و خسوف؛ «أب» و «أم»... هرگاه حروف، داراى رخوت باشد، معناى كلمه قوّت كمترى دارد، ازاينرو، خسوف به ماه و