فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤
عنوان دو مفعول ديگر خود، منصوب مىسازد: أرى العالم النّاس السّفر سهلا.
٢. اصل آن «رأى» است. همزۀ تعديه بر سر آن درآمده و موجب شده كه فعل ثلاثى - كه دو مفعول را منصوب مىكند - سه مفعول بگيرد، از درآمدن همزۀ تعديه، ماضى آن «أرأى» و مضارع آن «يرئى» شده است، سپس، همزۀ فعل مضارع، براى تخفيف، حذف شده و حركت آن روى «راء» قرار گرفته است: أرى، يرى.
٣. افعالى كه سه مفعول را منصوب مىسازند عبارتاند از: أخبر، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ. اين افعال، «اخوات أرى» ناميده شدهاند.
إزاء
اسمى است كه همواره اضافه مىشود، ظرف مكان و ملحق به جهات ششگانه است.
١. اگر مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: جلس التّلميذ إزاء المعلّم؛ يا اگر در لفظ و معنا مضاف نباشد: جلس التّلميذ إزاء.
٢. اگر در لفظ - و نه معنا - مضاف نشود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: جلس إزاء.
استثناء
١. حالتى نحوى است كه از خارج شدن اسم پس از «الاّ»، يا يكى از اخوات آن، از حكم ما قبل آن خبر مىدهد: قام القوم إلاّ زيدا؛ «القوم» مستثنى منه، «إلاّ»، حرف استثناء، و «زيدا» مستثنى و منصوب است.
٢. يكى از معانى: إلاّ، أو، حتّى، حاشا، خلا، عدا، براى حالت مذكور است: جاء التّلاميذ إلاّ سميرا. يعاقب المذنب أو تظهر براءته. ليس الإحسان جودا حتّى تحسن بكلّ ما تملك. كذب القوم خلا زيد، أو عداه، أو حاشاه.
٣. «اخوات إلاّ» شش كلمه است: إلاّ، حاشا، خلا، سوى، عدا، غير، اين كلمات نيز به «اخوات الاّ» ملحقاند: بيد، لا سيّما، لا يكون و ليس.
استثناء تامّ
استثنائى است كه در آن مستثنى منه، ذكر شده است: عاد الغائبون إلاّ دوابّهم. در اينجا مستثنى، منصوب است؛ زيرا استثناء، منقطع و جمله، مثبت است.
استثناء غير موجَب
جملۀ آن دربرگيرندۀ نفى يا شبيه نفى است:
ما احترقت الدّار إلاّ الثّياب. اين جا مستثنى، منصوب است؛ زيرا استثناء، منقطع است.
استثناء متَّصل
مستثنى از جنس مستثنى منه است: جاء التّلاميذ إلاّ زيدا. مستثنى، منصوب است، زيرا جمله، مثبت و مستثنى متّصل است.