فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٢٨
ظاهر مىشود و بر دو قسم است:
١. منفصل: هو، هما، هم...
٢. متّصل، تاء، هاء، كاف...
ضمير عائد
ضميرى است كه خبر را به مبتدا، حال را به صاحب حال و صله را به موصول ربط مىدهد.
١. هنگامى كه خبر: (١) مفرد مشتق باشد، دربردارندۀ ضمير عائد به مبتداست و در تمام حالات با مبتدا مطابقت دارد: العلم نافع؛ يعنى هو. (٢) جمله باشد، نياز به ضميرى دارد كه آن را با مبتدا مرتبط كند. اين ضمير يا بارز است: العلم مقامه رفيع؛ يا مستتر: العلم يرقّى الأمم؛ و يا محذوف: اللّؤلؤ المثقال بدينار؛ يعنى المثقال منه. (٣) خبر «كاد»، فعل مضارعى است كه پس از آن قرار مىگيرد و ضمير عائدى را كه به اسم «كاد» بازمىگردد، مرفوع مىكند:
كاد الفارس يضحك.
٢. همانگونه كه خبر، حكمى براى مبتداست، حال نيز حكمى براى صاحب حال است. ازاينرو، حال نيز با صاحب حال - همانند ارتباط خبر با مبتدا - مرتبط مىشود.
٣. صله بايد مشتمل بر ضميرى باشد كه با موصول، در افراد، تذكير و فروع آن، مطابق باشد. اين ضمير، ضمير عائد ناميده مىشود:
سعدا الّذى أخلص و اللّذان أخلصا... (١) ضمير عائد بايد غايب باشد: (يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا). (٢) در متكلّم و مخاطب، مطابقت آن با موصول، جايز است: أنا الّذى علّمتك. (٣) اگر اسم موصول، مشترك باشد، مطابقت آن با ضمير عائد لازم نيست: شقى من أسرف، و شقى من أسرفوا.
ضمير فصل يا عِماد
ضمير رفع منفصل است: هو، أنت، أنا...
١. ميان مبتدا و خبر قرار مىگيرد و موجب تمييز خبر از تابع است: زيد هو الكريم. آن را «عماد» نامند؛ زيرا در تعيين خبر و توضيح مبتدا، به آن تكيه و اعتماد مىشود.
٢. ميان مبتدا و خبر معرفه واقع مىشود و در تذكير، تأنيث، افراد، تثنيه و جمع، با آن دو مطابقت دارد: الأمّهات هنّ الفاضلات.
٣. گاهى مبتدا چيزى است كه در اصل مبتدا بوده است (اسم «كان»، اسم «إنّ»...): إنّ الولد هو المجتهد. گاهى خبر، شبيه معرفه است (افعل تفضيل...): ليس أحد هو أعلم من أخيك.
٤. ضمير فصل، به عنوان حرف، معرب مىشود، ولى محلّى از اعراب ندارد؛ زيرا فقط براى فاصله انداختن به كار مىرود، و نه براى إسناد. بنابراين، حكم خبر منصوب با يكى از نواسخ را تغيير نمىدهد: كان العالم هو مرجع العلماء، همچنين در صيغۀ مرفوع تغييرى نمىكند، گرچه پس از منصوب قرار گيرد: إنّك أنت الخطيب.
٥. ضمير فصل، به عنوان اسم، در يك حالت معرب مىشود، و آن در جملۀ اسميهاى است كه اسم دوم به سبب ضميرى كه جانشين مبتدا مىشود با اسم اوّل ارتباط پيدا كند: كان التّلميذ هو زيد؛ «هو» مبتدا، «زيد» خبر آن و