فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٦٦
بسازيم كه شروط آن را ندارد، صيغۀ تعجب، مطابق معناى اراده شده، از ثلاثى ساخته مىشود: أضعف بتغلّب الباطل.
٣. هنگامى كه تعجّب از اجوف ساخته شود، عين الفعل آن اعلال نمىپذيرد: أخوف به؛ هنگامى كه از مضاعف ساخته شود، ادغام نكردن آن واجب است: أشدد به! يعنى «أشدّه»؛ زيرا ساكن آوردن حرف دوم واجب است.
أفعل تفضيل
اسم مشتقى است كه بر وصف چيزى به فزونى و زيادتى نسبت به غير آن دلالت مىكند: أنت أكثر التّلامذة علما. أنت: مفضّل است و غالبا پيش از افعل تفضيل مىآيد؛ أكثر: أفعل تفضيل است و بين مفضّل و مفضّل عليه قرار مىگيرد. التّلامذة: مفضّل عليه است و غالبا پس از افعل تفضيل مىآيد؛ علما: صفت است، مفضّل و مفضّل عليه در آن اشتراك دارند و گاهى افعل تفضيل آن صفت را دربر دارد. افعل تفضيل از ماضى مجرّد ساخته مىشود و بايد اين شروط را داشته باشد:
١. ثلاثى باشد: ودّ، أودّ؛ از افعالى مانند «زاحم» ساخته نمىشود؛ زيرا اين فعل، چهار حرفى است.
٢. متصرّف باشد: فضل، أفضل؛ از كلماتى مانند «نعم» ساخته نمىشود؛ زيرا اين كلمه، جامد است.
٣. تامّ باشد: شجع، أشجع؛ از فعلهايى مانند «صار» ساخته نمىشود؛ زيرا اين فعل، ناقص است.
٤. معلوم باشد: كبر، أكبر؛ از فعلهايى مانند «حمد» ساخته نمىشود؛ زيرا اين فعل، مجهول است.
٥. قابل تفضيل باشد: سلم، أسلم؛ از فعلهايى مانند «فنى، مات» ساخته نمىشود؛ زيرا اينگونه فعلها صلاحيّت تفضيل ندارند.
٦. بر رنگ، عيب و زينت دلالت نكند: علم، أعلم؛ از فعلهايى مانند «خضر، عمى، دعج» ساخته نمىشود؛ زيرا از اين فعلها و بر اين وزن، صفت مشبّهه ساخته مىشود.
أَفعل تفضيل - حالات آن
افعل تفضيل به اين صورتها به كار مىرود:
١. غير مضاف و همراه با «أل»: النّساء الفضليات؛ با موصوف خود در تأنيث و جمع مطابقت دارد، همراه بودن آن با «من» ممتنع است و پس از آن مفضّل عليه ذكر نمىشود.
٢. غير مضاف و بدون «أل»: أنت أكرم من أخيك؛ مذكّر و مفرد مىآيد و با «من» در لفظ و تقدير همراه است.
٣. مضاف به معرفه و بدون «أل»: مريم فضلى النّاس امرأة؛ افراد و تذكير آن جايز است، همراه شدن آن با «من» ممتنع است و مضافه اليه با مفضّل مطابقت مىكند.
٤. مضاف به نكره و بدون «أل»: زيد أطمع