فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٧٦
إلى
حرف معناست، مبنى بر سكون است و محلى از اعراب ندارد؛ حرف جر است و در اسم ظاهر و ضمير عمل مىكند.
١. حرف غايت: نمت إلى طلوع الفجر.
٢. حرف ظرف: سيجمع اللّه النّاس إلى يوم عظيم.
إليكَ
١. اسم فعل، منقول از حرف جرّ و به معناى ابتعد است، مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد و فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است و تقدير آن: «أنت» است.
٢. كلمهاى مركّب از حرف جرّ و ضمير مخاطب مفرد است: قدّمت إليك هديّة؛ جار و مجرور متعلّقاند به فعل «قدّمت».
أمْ
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد. حرف عطف است:
١. جملۀ پس از «أم» به جملۀ پيش از آن متّصل است: سواء علىّ أقمت أم قعدت. أزيد جاء أم خالد؟
٢. جملۀ پس از «أم» از جملۀ پيش از آن منقطع است؛ به گونهاى كه با هريك از دو جمله، از ديگرى بىنياز مىشويم: (أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ اِرْتابُوا). (هَلْ يَسْتَوِي اَلْأَعْمى وَ اَلْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي اَلظُّلُماتُ وَ اَلنُّورُ).
إِمّا
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد:
١. حرف تفصيل: سيزورنى إمّا زيد و إمّا سمير.
٢. حرف تخيير: إختر إمّا الجدّ و إمّا الكسل.
أَما
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد:
١. حرف استفتاح است و غالبا پس از آن قسم مىآيد: أما و اللّه الذّى أبكى و أضحك.
٢. حرف تحقيق و مركّب از همزۀ استفهام و «ما» ى زايد است: أما إنّه رجل عاقل؟
٣. حرف عرض و مخصوص فعل است:
أما تقوم!
٤. حرف نفى مركّب از همزۀ استفهام و «ما» ى نافيه است: أما رأيت زيدا؟
أَمّا
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد:
١. حرف تفصيل: (فَأَمَّا اَلْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا اَلسّائِلَ فَلا تَنْهَرْ).
٢. حرف تأكيد: أمّا زيد فشجاع؛ قوىتر است از اينكه بگوييم: زيد شجاع.
٣. حرف شرط غير جازم: أمّا سمير فأكرمته.