فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٣
إبْن
از اسمهايى است كه همزۀ سماعى دارد.
١. اگر اين اسم، به صورت مفرد، بين دو علم واقع شود و علم دوم، پدر علم اوّل باشد، همزۀ آن حذف مىشود: جاء سمير بن زيد.
تنوين «سمير» حذف مىشود؛ زيرا پيش از «ابن» آمده است. «ابن»، اعراب رفع مىگيرد؛ زيرا صفت «سمير» است.
٢. اگر «ابن»، بين دو علم واقع شود و علم اوّل، منادا و علم دوم، مضاف به «ابن» باشد، جايز است منادا، مبنى بر ضمّ يا فتح باشد: يا يوسف بن داود. هرگاه «ابن»، بين دو علم واقع نشود، ضمه دادن منادا واجب است.
أَبُو
اسم جنس و از اسماء خمسه است. اين اسمها، دو حرفىاند و حرف سوم آنها حذف شده است: أب، أخ، حم، فو، ذو. هريك از اسماء خمسه:
١. به جاى ضمّه، با «واو»، مرفوع مىگردد:
جاء أبوك.
٢. به جاى فتحه، با «الف»، منصوب مىگردد: رأيت أباك.
٣. به جاى كسره، با «ياء»، مجرور مىگردد:
مررت بأبيك.
البته، اين در صورتى است كه به حرفى غير از «ياء» متكلم، اضافه شود، وگرنه با حركات، اعراب مىپذيرد: جاء أخى.
ابهام
معنايى است كه تنها به حرف: «ما» تعلق دارد. كاربرد آن در كلام پذيرندۀ معانى گوناگون است: جئت لأمر ما.
اِتَّخَذَ
١. فعل متعدى دومفعولى و از افعال قلوبى است كه بر تحويل و دگرگونى دلالت مىكند و پس از به دست آوردن فاعل، بر سر جمله اسميه درمىآيد و مبتدا و خبر را با هم، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىسازد: اتّخذ جاره صديقا.
٢. اگر به معناى تحويل و دگرگونى نباشد به يك مفعول، متعدّى مىشود: اتّخذ جارا آخر.
٣. افعال تحويل عبارتاند از: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب. آنها را «اخوات ظنّ» ناميدهاند.
اِثْنا عَشَرَ - اِثْنَتا عَشْرَةَ
اسم عدد اصلى و مركب است؛ جزء نخست آن معرب، كه رفع آن با «الف»، و نصب و جر آن با «ياء» است؛ و جزء دوم آن مبنى بر فتح است. اسم معدود پس از آن مفرد، و بنابر تميز بودن، منصوب است. عدد و معدود از نظر مذكّر يا مؤنّث بودن، مطابقت دارند: جاء اثنتا عشرة سائحة. رايت اثنى عشر سائحا. «ثنتا عشرة»، گويش ديگرى از «اثنتا عشرة» است.