فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٦١
الّذى أكلت - أكلت منه.
حذف عامل حال
١. حذف عامل حال، اگر دليلى بر آن باشد جايز است، مانند وقتى كه به مسافر مىگويى:
سالما! يعنى سر سالما. و مانند اينكه در جواب كسى كه مىپرسد: كيف جئت؟ مىگويى: راكبا.
٢. حذف عامل، قياسا واجب است:
(١) اگر حال به جاى خبر آمده باشد: ضربى العبد مسيئا. (٢) اگر حال، تأكيد براى مضمون جمله باشد: زيد أبوك عطوفا. (٣) اگر پيش از حال، استفهامى براى توبيخ آمده باشد: أنائما و قد أشرقت الشّمس. (٤) در حالى كه زيادت يا نقصان مقدار را بيان مىكند: تصدّق بدينار فصاعدا؛ و تقدير آن چنين است: فاذهب بالعدد صاعدا. (٥) عامل حال در موارد ديگر به طور سماعى حذف مىشود: هنيئا بك؛ يعنى ثبت لك الخبر هنيئا.
حذف فعل با فاعل
در اين موارد، فعل با فاعل و مفعول به، حذف مىشود:
١. به طور وجوبى؛ اگر فعلى پس از آن، آن را تفسير كند: (...) إذا أبوك أمرك بلزوم الرّصانة، فأطعه. «أبوك» فاعل فعل واجب الحذفى است كه «أمرك» آن را تفسير مىكند.
٢. همچنين به طور وجوبى در مواضع مفاعيل: (١) باب اشتغال: (...) أباك أكرمه؛ يعنى أكرم. (٢) باب ندا: (...) يا رجلا؛ يعنى أنادى.
(٣) باب اختصاص: (...) نحن اللّبنانيّين؛ يعنى أخصّ. (٤) باب إغراء (...) العمل العمل؛ يعنى إلزم. (٥) باب تحذير: (...) النّار النّار؛ يعنى إحذر.
٣. جوازا در جواب استفهام: «من ضربت؟ - زيدا»؛ يعنى ضربت زيدا.
٤. سماعا: أهلا و سهلا؛ يعنى أتيت أهلا و وطئت سهلا.
حذف فعل با مفعول مطلق
در اين موارد، فعل، وجوبا حذف مىگردد:
١. اگر مصدر، بدل از فعل خود باشد: قياما لا قعودا: (١) اين مورد در طلب و درخواست، قياسى است: اجتهادا لا تكاسلا. (٢) در كلام خبرى، سماعى است: سبحان اللّه.
٢. اگر به وسيلۀ مفعول مطلق، تفصيل عاقبت ما قبل آمده باشد: النّاس يجاهدون للموت إمّا خلاصا و إمّا هلاكا.
٣. وقتى كه مصدر مسند به اسم ذات، تكرار يا محصور شده باشد و يا بر آن مصدرى عطف گشته باشد: المريض لا أكلا و لا شربا.
٤. اگر مصدر، تأكيد خود باشد: له الميراث شرعا.
٥. اگر مصدر براى دفع چيزى به كار رفته كه در جملۀ قبل آمده است و احتمال معناى مجازى دارد: أنت أخى حقّا.