فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩
١. ضرورتا بر معمول خود پيشى مىگيرد:
حذار الخطيئة، و گفته نمىشود: الخطيئة حذار.
٢. بين اسم فعل و معمول آن فاصله نمىافتد: حذار الخطيئة يا فتى. گفته نمىشود:
حذار يا فتى الخطيئة.
٣. اگر بر طلب چيزى دلالت كند، جواب با حرف «فاء»، منصوب نمىشود: صه فتتعلّم؛ بلكه جواب مجزوم مىشود: صه تتعلّم.
اسم كادَ
«كاد» بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را رفع مىدهد، كه اسم آن ناميده مىشود: كاد البيت يسقط؛ و خبر را منصوب مىسازد. خبر «كاد» بايد:
١. مضارع باشد.
٢. ضميرى را كه به اسم آن بازمىگردد مرفوع كند: كاد الفارس يضحك.
٣. پس از اسم آن بيايد. البته جايز است خبر، ميان «كاد» و اسم آن قرار گيرد: كاد يسقط البيت.
اسم كانَ
«كان» بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را رفع مىدهد، كه اسم آن ناميده مىشود: كان التّلميذ مجتهدا؛ و نيز خبر را منصوب مىسازد.
اسم، همراه فعل ناقص، در لازم داشتن تأخير، تأنيث، افراد، تثنيه و جمع، مانند فاعل است. و اسم، همراه خبر، در معرفه و نكره بودن و تقديم و تأخير، مانند مبتدا و خبر است: كان مجتهدا التّلميذ. مجتهدا كان التّلميذ.
اسم لاتَ
حرف نفى «لات»، بر سر جملۀ اسميّه درآمده، مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند: لات (السّاعة) ساعة ندامة، و همچنين خبر را منصوب مىسازد.
١. اسم «لات» ناگزير حذف مىشود: لات ساعة ندامة.
٢. واجب است اسم و خبر «لات»، از اسماء زمان باشد، مانند: «حين»، «ساعة»، «أوان»: لات أوان صلح.
اسم «لا» ى مشبّهه به «لَيْسَ»
حرف نفى «لا»، بر سر جملۀ اسميّه مىآيد، مبتدا را رفع مىدهد، كه اسم آن ناميده مىشود: لا تلميذ مجتهدا و خبر را نيز منصوب مىسازد. در اسم «لا» شرط شده است كه:
١. خبر و معمول «لا» بر اسم آن پيشى نگيرد. بنابراين، گفته نمىشود: لا مجتهد تلميذ.
٢. اسم و خبر «لا» هر دو نكره باشند.
بنابراين، گفته نمىشود: لا سمير مجتهد.
اسم «لا» ى نفى جنس
«لا»، بر سر جملۀ اسميه مىآيد، مبتدا را نصب مىدهد، كه اسم آن ناميده مىشود:
لا مصباح مكسور؛ و خبر را نيز رفع مىدهد.