فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٢٤
جمع مكسّر: سهام، رسل، أسد، هجان؛ و جمعهاى مكسّر ديگر: مساجد، أظافير.
(٣) اسم منسوب: ثورة، ثوروىّ؛ معنى معنوىّ.
(٤) اسم مصغّر: فعيل جبيل؛ فعيعل مطيعم؛ فعيعيل منيشير.
٣. وزنهاى مصدر و مشتقات آن:
(١) مصدر مجرّد: فعل كرم. (٢) مصدرهاى مزيد: تفعيل تقديم، مفعل مسقط، فعلة ضربة.
(٣) اسمهاى مشتقّ: فاعل شاكر؛ مفعول مظلوم مفاعل مقاتل؛ أفعل أكثر؛ فعّال خوّاض؛ مفعل مرقد مقتل؛ مفعل مبرد.
٤. صيغههاى اسم معرب و حرف آخر آن:
(١) اسم مقصور: فتى. (٢) اسم ممدود:
سماء. (٣) اسم منقوص: الوادى. (٤) اسم صحيح: رجل. (٥) اسم شبه صحيح: ظبى.
صيغۀ فعل
تركيب فعل متصرّف از حروف اصلى و غير اصلى است، و شامل اين موارد است:
١. وزنهاى فعل: (١) ثلاثى مجرّد: فعل يفعل، فعل يفعل، فعل يفعل، فعل يفعل، فعل يفعل، فعل يفعل. (٢) رباعى مجرّد: فعلل. (٣) ثلاثى مزيد: فعّل، فاعل، أفعل، تفعّل، تفاعل، انفعل، افتعل، افعلّ، استفعل، افعوعل. (٤) رباعى مزيد:
تفعلل، افعنلل، افعللّ.
٢. صيغههاى فعل: (١) صيغۀ آن مبنى بر فتحه، و بناء آن بر ضمّه و سكون، مقدّر است و به زمان گذشته و نيز حال و آينده اختصاص دارد: فعل. (٢) مضارع: صيغۀ آن معرب و مرفوع است و نصب و جزم مىپذيرد، يا مبنى بر فتحه و سكون است و به زمان حال و آينده اختصاص دارد: يفعل. (٣) امر: صيغۀ آن مبنى بر فتحه، سكون، حذف «نون» و حذف حرف علّه است و طلب انجام كارى در زمان آينده است: افعل.
صيغۀ فعل امر
فعل امر از مضارع معلوم ساخته مىشود.
١. اگر پس از حرف مضارعه، حرف متحرّكى باشد، حرف مضارعه حذف مىگردد و اگر پس از آن حرف ساكنى باشد، همزهاى به ابتداى آن اضافه مىشود.
٢. همزۀ اضافه شده به ابتداى فعل امر:
(١) در مضموم العين مضارع ثلاثى، مضموم است: انظر. (٢) در رباعى، مفتوح است: أكرم.
(٣) در غير اين دو، مكسور است: اعلم.
٣. اساسا مبنى بر سكون است: افعل، و مبنى بر حذف «نون» در افعال پنجگانه: افعلا، افعلوا، افعلى، و مبنى بر فتح، هنگام اتّصال به «نون» تأكيد: افعلن، افعلنّ، و مبنى بر حذف حرف علّه در افعال معتّل اللاّم: ارم.
صيغۀ فعل ماضى
فعل ماضى همواره مبنى است:
١. بر فتحه در: فعل، فعلا، فعلت.
٢. بر ضمّه در: فعلوا.
٣. بر سكون در: فعلت، فعلتما، فعلتم، فعلت، فعلتما، فعلتنّ، فعلت، فعلنا.